<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
















































































<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
<title>Radio Zamaneh</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/" />
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://radiozamaaneh.com/atom.xml" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008://4</id>
<updated></updated>

<generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.31</generator>

 
<entry>
<title>«فراموشی» به معنای تکرار فاجعه </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/pejman/2008/08/post_131.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/pejman//35.24129</id>
 
<published>2008-08-29T00:26:56Z</published>
<updated>2008-08-29T00:48:57Z</updated>
 
<summary>در آستانه‌ي بیستمین سالگرد اعدام گسترده‌ي زندانیان سیاسی در ایران در سال ۱367 مراسم گوناگونی در شهرهای اروپا برپا می‌شود. در پایتخت هلند نیز به کوشش کمیته یادبود اعدام‌های سال 67 و با همکاری سازمان عفو بین‌الملل و رادیو زمانه، مراسمی در روز شنبه، ‌30 اوت برپا خواهد شد. مهرداد لوایی، از اعضای کمیته یادبود، معتقد است: «جمهوری اسلامی در ۲۰ سال گذشته، در مورد این کشتارها، سیاست سکوت را اتخاذ کرده و نسل جوان ایران که آن دوران را تجربه نکرده، خاطره‌ی تاریخی هم از آن ندارد.»</summary>
<author>
<name>پژمان اکبرزاده</name>
<uri>http://pejighorghoru.blogspot.com</uri>

</author>
<category term="ویژه برنامه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://radiozamaaneh.com/pejman/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>در آستانه‌ي بیستمین سالگرد اعدام گسترده‌ي زندانیان سیاسی در ایران در سال ۱367 هستیم. از بابت تعداد کشته‌شدگان در آن سال آمارهای ضد و نقیضی در دست است ولی آنچه روشن است از چندین هزار اعدام حکایت دارد.</p>

<p>در بیستمین سالگرد اعدام‌ها، طی روزها و هفته‌های آینده برنامه‌های متعددی در شهرهای اروپایی برپا می‌شود؛ به‌ویژه شهرهایی که جامعه‌ی پرشمارتری از ایرانیان را در خود جای داده‌اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/1367edaamposter.jpg' /><br/>
<small><small>پوستر مراسم یادبود اعدام‌های سال ۱367 ایران، در آمستردام</small></small>


</p>

<p>در آمستردام، پایتخت هلند نیز به کوشش کمیته یادبود اعدام‌های سال 67 و با همکاری سازمان عفو بین‌الملل و رادیو زمانه، مراسمی در روز شنبه، ‌30 اوت برپا خواهد شد. به همین بهانه با مهرداد لوایی، از اعضای کمیته یادبود گفتگویی کردم و از روند برگزاری این برنامه پرسیدم:</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080827_Pejman_Akbarzadeh_Mehrdad_Lavayi.mp3   '><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p><strong>مهرداد لوایی</strong>: ما از یک و نیم ماه ‏پیش تقاضایی به آمنستی اینترنشنال (سازمان عفو بین‌الملل) دادیم که این سازمان، مراسم یادبودی به مناسبت  بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ برگزار کند. خواست ما الزاماً این نبود که خودمان هم در این کار همکاری کنیم؛ برای ما کافی بود که این مراسم برگزار شود؛ سکوت در این زمینه قدری شکسته شود و توجه افکار عمومی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، به این مساله جلب شود اما با ‏پیشنهاد سازمان عفو بین‌الملل، ما و همچنین رادیو زمانه مستقیماً در سازماندهی این برنامه دخیل شدیم.</p>

<p><strong>آیا سازمان عفو بین الملل تا کنون، خودش حرکتی را در رابطه با کشتارهای سال ۱۳۶۷ در ایران انجام داده بود؟</strong></p>

<p>بله. حدود یک یا دو سال پس از کشتارها، چند اطلاعیه بیرون داد و آن‌را محکوم کرد. این سازمان در آن زمان بر پایه‌ي آخرین اطلاعاتی که داشت، رقم کشته شدگان را حدود ۲۰۰۰ نفر اعلام کرده بود اما متاسفانه ‏پس از آن، تا آن جایی که ما خبر داریم، عفو بین‌الملل نه اطلاعیه‌ای در این مورد بیرون داد و نه مراسم بزرگداشتی برگزار کرد.<br />
به همین خاطر، امسال دفتر مرکزی سازمان عفو بین‌الملل بر اساس تقاضای ما و تقاضای دفتر این سازمان در هلند، اطلاعیهی یادبودی منتشر کرد. <br /><br />
 مراسم یادبودی را که ۳۰ آگوست، در آمستردام برگزار می‌کنیم، موفقیت بزرگی می‌دانیم و می‌توانیم بگوییم که تا حدود زیادی به اهداف خودمان نزدیک شده‌ایم.</p>

<p><strong>این مراسم، آیا هدف خاصی را در زمینه‌ی اعدام‌های سال ۶۷ در ایران، دنبال می‌کند یا این که بیشتر از بابت اطلاع‌رسانی  و مطرح کردن این موضوع است؟</strong></p>

<p>اجازه بدهید مساله را به این شکل عنوان کنم؛ ما یک سری خواست‌های اساسی و ‏پای‌های در این رابطه داریم. گذشته از این که می‌خواهیم خاطره‌ی عزیزانی را که در این کشتار از دست داده‌ایم، زنده کنیم و این سکوت را بشکنیم، خواسته‌های اولیه‌ای هم داریم، که عبارتند از این که:</p>

<p>جمهوری اسلامی لیست کامل قربانیان این کشتار را اعلام کند؛</p>

<p>جرم آنها را ـ به زعم خودشان ـ عنوان کند؛</p>

<p>محل دقیق دفن این قربانیان را اعلام کنند و به خانواده‌ها آنها این حق را بدهند که از محل دفن فرزندان‌شان دیدن کنند و در صورت تمایل، آنها را جابجا کنند.</p>

<p>در کنار اینها، یک سری خواسته‌هایی هست که عفو بین‌الملل به عنوان یک سازمان حقوق بشری بین‌المللی مطرح کرده و خواهد کرد که طبیعتاً خودش مسئولیت آنها را دارد و ما نمی‌توانیم جوابگوی آنها باشیم. این که این خواسته‌ها به چه شکل و در چه حدی خواهد بود؛ آیا اینها تمایل به مذاکره با مقام‌های جمهوری اسلامی دارند و... طبیعتاً خواسته‌هایی است که خود سازمان عفو بین‌الملل این آزادی را دارد که آنها را عنوان کند و از اختیار ما خارج است. </p>

<p><strong>مهمترین بحث‌هایی که شما در نشست ۳۰ اوت در آمستردام، مطرح می‌کنید چه مواردی خواهند بود؟</strong></p>

<p>در این برنامه، ما سعی می‌کنیم ‏پیش‌زمینه‌ی تاریخی این کشتارها را مطرح کنیم؛ این که به طور واقعی به چه صورتی شروع شد، به چه دلیل این اتفاق افتاد و با چه سیستم و شکلی این کشتارهای سیستماتیک صورت گرفت.<br />
تعدادی از بازماندگان این قربانیان حاضر خواهند بود. همچنین کسانی که خودشان در آن زمان زندانی بودند و محاکمه‌های کوتاه هم شدند، ولی خوشبختانه جان سالم به‌در بردند، حضور خواهند داشت.<br /><br />
می‌خواهیم آن جو وحشتناکی را که آن زمان وجود داشت، به نوعی زنده و یادآوری کنیم؛ و همینطور یاد عزیزانی را که کشته شدند، گرامی بداریم.</p>

<p><strong>کمیته‌ای که شما برای یادبود اعدام‌های سال ۶۷ تشکیل داده‌اید، چه مدتی است که فعالیت می‌کند؟</strong></p>

<p>این کمیته، موقت است که از حدود سه ماه پیش (در خرداد ماه) شروع به فعالیت کرده است. اعضای آن تشکیل شده‌اند از تعدادی از فعالان در زمینه‌ی حقوق بشر، عده‌ای از فعالان سیاسی که به طور منفرد در این کمیته شرکت کرده‌اند، تعدادی از زندانیان سیاسی سابق و تعدادی هم از خانواده‌های قربانیان سال ۶۷.<br />
به هرحال افرادی که همه به نوعی با مسائل حقوق بشری و یا سیاسی درگیربوده‌اند یا هستند، با پیش‌زمینه‌ها و تجربیاتی که دارند، این کمیته‌ی موقت را تشکیل داده‌اند.</p>

<p><strong>‏آیا با برگزاری این نشست، فعالیت این کمیته خاتمه مییابد یا این که برنامه‌ی شما این است که همچنان فعال باشد و این قضیه را پیگیری کند؟</strong></p>

<p>هنوز خیلی زود است که در این مورد تصمیم‌گیری کنیم. کمیته‌ها معمولاً به صورت موقت عمل می‌کنند. این مساله که آیا ما ادامه خواهیم داد و به چه شکلی ادامه می‌دهیم، منوط به این خواهد بود که در بررسی نهایی و یک ارزش‌سنجی، نگاه کنیم ببینیم که فعالیت‌های کمیته چه دستآوردهایی داشته؟ آیا خوب است و ما می توانیم این فعالیتها را ادامه بدهیم؟ در این صورت، شکل ادامه‌ی کار چگونه باید باشد؟...<br />
من امیدوارم که بتوانیم این بدعت را آنقدر مثبت برگزار کنیم که در خارج از کشور و به خصوص در داخل ایران این مسئله را بشناسانیم. این خواست اصلی ما است.</p>

<p>جمهوری اسلامی در ۲۰ سال گذشته، در مورد این کشتارها، سیاست سکوت را اتخاذ کرده، این مسئله یک تابو است که هیچ‌کس، حتی ناراضیان داخل خود رژیم هم، جرأت نمیکند راجع به این مساله صحبت کند. تنها کسی که با جسارت این مساله را عنوان کرد، آیتالله منتظری بود، که بهای آن را هم ‏پرداخت کرد. نسل جوان ایرانی خوشبختانه آن دوران را تجربه نکرده، ولی متاسفانه خاطره‌ی تاریخی هم از آن ندارد.<br />
ما تلاشمان این است که نگذاریم این مساله فراموش شود، چون فراموشی می‌تواند به معنای تکرار فاجعه باشد.</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>کیارستمی، آشیل و والنتینو در جشنواره فیلم ونیز</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/azadeh/2008/08/post_127.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/azadeh//42.24127</id>
 
<published>2008-08-28T21:00:03Z</published>
<updated>2008-08-28T21:05:12Z</updated>
 
<summary>دومین روز از فستیوال جهانی فیلم ونیز در حالی شروع شد که هنوز بحث بر سر فیلم «بعد از خواندن بسوزان» ساخته‌ی برادران کوئن ادامه دارد. در این روز، دو فیلم «آشیل و لاک‌پشت» ساخته‌ی تاکیشی کیتانو و «جریشو» کریستین پتسولد نیز در بخش مسابقه به نمایش در آمدند که این دومی، بازسازی فیلم کلاسیک نوآر «پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند» است. در بخش خارج از مسابقه، فیلم «شیرین» ساخته‌ی کیارستمی نمایش داده شد که ۱۳۶ بازیگر ایران همراه با ژولیت بینوش در آن گریه می‌کنند.</summary>
<author>
<name>آزاده اسدی</name>


</author>
<category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://radiozamaaneh.com/azadeh/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080828_Azadeh_Venice_day_2.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>دومین روز از فستیوال جهانی فیلم ونیز در حالی شروع شده که هنوز بحث بر سر فیلم «بعد از خواندن بسوزان» (Burn After Reading) ساخته‌ی برادران کوئن که در مراسم افتتاحیه‌ی دیشب نمایش داده شد، ادامه دارد.</p>

<p>هنوز عده‌ای از منتقدان معتقد هستند که این فیلم فقط کمدی و خنده‌دار بوده و بعضی‌ها معتقدند که بهترین فیلمی بوده که در این دو روز دیده‌اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Takeshi-Kitano.jpg' /><br/>
<small><small>تاکیشی کیتانو، کارگردان «آشیل و لاک‌پشت» در کنار دو بازیگر این فیلم (عکس: <span class="caps">AFP</span>)</small></small>


</p>

<p>امروز فیلم «آشیل و لاک‌پشت» ساخته‌ی تاکیشی کیتانو، فیلم‌ساز ژاپنی نمایش داده شد.</p>

<p>این فیلم داستان تنها پسر یک کلکسیونر ثروتمند است که به شدت به نقاشی علاقه دارد. داستان زندگی سخت و مشکلاتی که باعث می‌شود او از عشقش یعنی نقاشی دور بشود، موضوعی است که موفق شده امروز نظر منتقدان را به خودش جلب کند.</p>

<p>داستان پرمایه و قوی و توجه کارگردان به جزییات زندگی یک زوج ژاپنی در بخش‌های مختلف این فیلم برجسته است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Christian-Petzold.jpg' /><br/>
<small><small>کریستین پتسولد، کارگردان فیلم جریشو در کنار دو بازیگر این فیلم (عکس: رویترز)</small></small>


</p>

<p>اما فیلم جریشو (Jerichow) ‌ساخته‌ی فیلم‌ساز آلمانی کریستین پتسولد در بخش مسابقه ونیز امسال هم نمایش داده شد. داستان این فیلم در شمال شرقی آلمان و در یک ساحل می‌گذرد. در واقع فیلم «جریشو» بازسازی فیلم کلاسیک نوآر «پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند» است.</p>

<p>این فیلم، با کمترین دیالوگ که صحنه‌های مختلف کشاکش روانی بین شخصیت‌های فیلم را نشان می‌دهد. بعضی از منتقدان و سینمایی‌نویس‌ها معتقدند که فیلم «جریشو» در بخش احساسی به اندازه‌ی بخش تکنیکی و فنی، قوی نبوده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Wenders-Kiarostami-Kitano-S.jpg' /><br/>
<small><small>عباس کیارستمی، کارگردان ایرانی در کنار ویم وندرس، تاکیشی کیتانو و والتر سالس (عکس: <span class="caps">AFP</span>)</small></small>


</p>

<p>اما همه‌ی جشنواره‌ی ونیز به بخش مسابقه ختم نمی‌شود. امروز در بخش خارج از مسابقه، فیلم «شیرین» ساخته‌ی کیارستمی نمایش داده شد که ۱۳۶ بازیگر ایران همراه با ژولیت بینوش، بازیگر فرانسوی در آن حضور دارند.</p>

<p>به نظر می‌رسد که کیارستمی در ادامه‌ی فیلم چهار دقیقه‌ای «گریه» که برای جشنواره‌ی کن سال گذشته ساخته بود، این فیلم را ساخته است؛ هر چند که خودش این موضوع را تأیید نمی‌کند.</p>

<p>در فیلم «شیرین» چهره‌های زنان بازیگر سینمای ایران را می‌بینیم که رو به دوربین، در حالی که به نظر می‌رسد فیلمی را درباره‌ی داستان خسرو و شیرین تماشا می‌کنند و داستان عاشقانه‌ی آن‌ها را دنبال می‌کنند، اشک می‌ریزند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/abbas-kiarostami-venice.jpg' /><br/>
<small><small>عباس کیارستمی در جشنواره فیلم ونیز (عکس: رویترز)</small></small>


</p>

<p>عباس کیارستمی در کنفرانس مطبوعاتی بعد از نمایش این فیلم گفت که این بازیگران به هیچ چیز نگاه نمی‌کردند و فقط با یادآوری چیزی در درون خودشان اشک می‌ریختند.</p>

<p>از کیارستمی پرسیدم که چرا از نابازیگر استفاده نکرده؛ در حالی که اصرار داشته این بازیگران ادا در نیاورند؟ او در پاسخ گفت:</p>

<p>«یکی به نظرم علاقه‌ای بود به این همه بازیگر که در کشور ما هستند و همه‌ی آن‌ها هم قابل احترام هستند. ولی این نقشی بود که بازیگران غیرحرفه‌ای هم می‌توانستند بازی کنند.»</p>

<p>فدریکا، منتقد مجله‌ی فیلم آپ در ایتالیا در مورد شیرین می‌گوید: داستان فیلم قوی بود و دیدن چشمان زنان مختلف در کل فیلم، حس داستان را می‌رساند و بر خلاف بقیه‌ی فیلم‌ها، نیازی به دیدن به داستان از زاویه‌ی دیگر نبود.»</p>

<p>کیارستمی به هنر و داستان مینیمال علاقه‌مند است و به نظر می‌رسد در این فیلم تلاش کرده که مفهوم بازیگری مینیمال و حتی فیلم‌سازی را در شکل مینیمالیستی نشان بدهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/valentino-venice.jpg' /><br/>
<small><small>والنتینو، طراح ایتالیایی در کنار اوا هرزیگووا و مت تیرنائر کارگردان «والنتینو، آخرین امپراتور» (عکس: AP)</small></small>


</p>

<p>در بخش «رویدادها در افق‌ها»ی جشنواره‌ی فیلم ونیز، فیلم‌هایی نمایش داده می‌شود که نمی‌شود قالب و سبک مشخصی را برای آن‌ها بین داستانی یا مستند بودن آن‌ها قائل شد. امروز در این بخش فیلم «والنتینو، آخرین امپراتور» ساخته‌ی مت تیرنائر نمایش داده شد.</p>

<p>والنتینو، طراح مد معروف ایتالیایی در این فیلم از زندگی و کارهای خودش می‌گوید و از مد جدید و قدیم حرف می‌زند.</p>

<p>این فیلم پر از لحظه‌های خاص زندگی والنتینو است که بی‌توجه به دوربین طراحی می‌کند و با مدل‌ها و خیاط‌ها بحث می‌کند.</p>

<p>طنز کلام والنتینو و اعتماد به نفس او موقع تعریف از سختی‌های زندگی و شرایط گذشته‌اش و نقد مفهوم مد در این سال‌ها، تماشاگران را در طول فیلم حتی سر پا نگه داشته بود.</p>

<p>یکی از حاشیه‌های امروز هم حضور خود والنتینو، طراح مد در سالن سینما بود که شعف تماشاگرهای ایتالیایی را برانگیخت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/venice-festival-lion.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>جشنواره‌ی شصت و پنجم فیلم ونیز در حالی ادامه دارد که هر روز به تعداد سینماگرها و میهمان‌ها و ستاره‌های سینمایی در فستیوال اضافه می‌شود.</p>

<p>امروز حضور شارلیز ترون، بازیگر سینمای آمریکا در فستیوال برای فیلم «دشت سوزان» توجه عکاس‌های پاپارتزی را جلب کرد.</p>

<p>فردا یعنی سومین روز از فستیوال فیلم ونیز، فیلم «خستگی» ساخته‌ی بهمن معتمدیان در بخش‌ها افق‌ها به نمایش درمی‌آید و سه فیلم دیگر در بخش مسابقه نمایش داده می‌شود.</p>

<p>جشنواره‌ی فیلم ونیز تا ششم سپتامبر ادامه دارد.</p> 



<hr /><span style="font-size: 12px;">

• <a target="_blank" href='/azadeh/2008/08/post_126.html'>گزارش روز نخست جشنواره فیلم ونیز</a><br></span>






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>بیل کلینتون: اوباما آماده رهبری آمریکاست </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/08/post_724.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/analysis//6.24125</id>
 
<published>2008-08-28T20:10:27Z</published>
<updated>2008-08-28T20:03:30Z</updated>
 
<summary>امید معماریان: برای دموکرات‌ها شبی بهتر از این نمی‌شد تصور کرد. زمانی که بیل کلینتون در سخنرانی شب سومش در گردهمایی ملی دموکرات‌ها درشهر دنور، علاوه بر ستایش باراک اوباما و حمله به جمهوری‌خواهان، ‌اولین کاندیدای سیاه‌پوست ریاست جمهوری آمریکا را آماده برای ورود به کاخ سفید خواند تا به داستان اختلاف کلینتون‌ها و اوباما پایان دهد. کلینتون در آغاز سخنرانی‌اش، با استقبال بی‌حد و حصر هزاران شرکت‌کننده در گردهمایی مواجه شد، به نحوی که بارها تلاش او برای آغاز سخنرانی بی‌نتیجه ماند. او سخنان خود را چنین آغاز کرد: «اول من این‌جا هستم تا از باراک اوباما حمایت کنم. دوم این‌که این‌جا هستم تا جمعیت را برای سخنرانی جو بایدن گرم کنم.» </summary>
<author>
<name>امید معماریان</name>


</author>
<category term=" جهان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/analysis/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>برای دموکرات‌ها شبی بهتر از این نمی‌شد تصور کرد. زمانی که بیل کلینتون در سخنرانی شب سومش در گردهمایی ملی دموکرات‌ها درشهر دنور، علاوه بر ستایش باراک اوباما و حمله به جمهوری‌خواهان، ‌اولین کاندیدای سیاه‌پوست ریاست جمهوری آمریکا را آماده برای ورود به کاخ سفید خواند تا به داستان اختلاف کلینتون‌ها و اوباما پایان دهد.</p>

<p>کلینتون که بیشتر درآمد سال‌های پس از ریاست جمهوری خود را از راه سخنرانی‌های بی‌شمارش در کشورهای مختلف جهان و هم‌چنین آمریکا به دست آورده است، سخنرانی حرفه‌ایی به شمار می‌رود. </p>

<p>مردم همواره از سخنرانی‌های او به وجد می‌آیند، مشکلات خود را در آینه سخنان او می‌بینند و بیش از هرچیز به او احترام می‌گذارند. </p>

<p>با این وجود، به گفته برخی تحلیلگران سخنرانی چهار شنبه شب او در شب سوم گردهمایی، ‌یکی از قوی‌ترین و تاثیرگذارترین سخنرانی‌هایش از زمان ترک کاخ سفید درسال ۲۰۰۰ به شمار می‌رفت.</p>

<p>دموکرات‌ها که دو شب اول، کمتر جمهوری‌خواهان و به خصوص دوقلوی بوش- مک‌کین را مورد حملات خود قرار دادند، شب سوم گردهمایی دموکرات‌ها را به دو موضوع ستایش از اوباما و ویژگی‌های برجسته رهبری او و نیز نشان دادن تفاوت‌های وی با مک‌کین اختصاص دادند.</p>

<p>کلینتون در آغاز سخنرانی‌اش، با استقبال بی‌حد و حصر هزاران شرکت‌کننده در گردهمایی مواجه شد، به نحوی که بارها تلاش او برای آغاز سخنرانی بی‌نتیجه ماند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/clint123.jpg' /><br/>
<small><small>سخنرانی بیل کلینتون به نفع اوباما، با استقبال روبه‌رو شد</small></small>


</p>

<p>او که شهرتش به عنوان یکی از موفق‌ترین رییس‌جمهورهای آمریکا طی دهه‌های اخیر در حوزه اقتصادی، طی چند ماه انتخابات مقدماتی و با نقد بی‌رحمانه‌ای که کمپ‌های مختلف و ازجمله کمپین اوباما برعلیه او انجام دادند صدمه زیادی دیده بود، سخنان خود را چنین آغاز کرد: </p>

<p>«اول من این‌جا هستم تا از باراک اوباما حمایت کنم. دوم این‌که این‌جا هستم تا جمعیت را برای سخنرانی جو بایدن گرم کنم.» </p>

<p>برای مردم آمریکا که هم اکنون بیشترین نرخ بیکاری و کسری بودجه را طی دو دهه اخیر تجربه می‌کنند، سخنان کلینتون که طی هشت سال، آمریکا را دارای کمترین کسر بودجه کرد، شوق‌انگیز بود.</p>

<p>کلینتون با اشاره به تهدیداتی که علیه آمریکا وجود دارد، از جمله  مشکلات در عرصه بین‌المللی، فقر، بیکاری، ‌مشکل غذا، انرژی و موقعیت آمریکا در جهان که به گفته او به دلیل تک‌جانبه‌گرایی به خطر افتاده است، اضافه کرد که وظیفه رییس جمهوری آینده، بازسازی رویای آمریکایی و موقعیت آمریکا درجهان است.  </p>

<p>او در مورد اوباما با اشاره به نحوه و گذشته زندگی‌اش، تصریح کرد که وی کنجکاوی و هوش چنین کاری را دارد و بهترین شخص برای رهبری آمریکاست: «باراک اوباما آماده رهبری است. او آماده است که رییس‌جمهوری امریکا بشود. به عنوان رییس جمهوری او آمریکایی با دشمنان کمتر خواهد ساخت.»</p>

<p>هیلاری و بیل کلینتون در اثنای انتخابات مقدماتی موردی را علیه اوباما مطرح می‌کردند که هم اکنون شاه بیت کمپین مک‌کین علیه اولین کاندیدای سیاه پوست تاریخ آمریکاست و آن اینکه اوباما برای حضور درکاخ سفید آماده نیست.  </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/bidenaew.jpg' /><br/>
<small><small>بایدن در ستایش باراک اوباما سخنرانی کرد</small></small>


</p>

<p>با توجه به این‌که یکی از مواردی که جمهوری‌خواهان همواره اوباما را مورد حمله قرار می‌دهند، بی تجربگی او در عرصه سیاست خارجی است؛ کلینتون گفت: «اوباما دیپلماسی را به عنوان اولین گزینه و نیروی نظامی را به عنوان آخرین گزینه محفوظ خواهد کرد.»</p>

<p>او گفت ۱۶ سال قبل وقتی می‌خواست برای ریاست‌جمهوری کاندیدا شود، جمهوری‌خواهان می‌گفتند که جوان وبی تجربه است و سپس رو به حاضرین کرد و گفت  آیا برای شما این سخن آشنا نیست؟ و افزود که در ۱۹۹۲ این حربه جمهوری‌خواهان جواب نداد، برای آن‌که مردم آمریکا در جهت درست تاریخ قرار داشتند‌ و امسال هم جواب نخواهد داد، برای این‌که بار دیگر جانب درست تاریخ هستند.</p>

<p>با این‌که بیل کلینتون همواره از افرادی مبرزی برای تهیه سخنرانی‌های خود استفاده می‌کند، اما او هم از جمله افرادی است که در موقعیت‌های خاص خودش سخنرانی‌هایش را می‌نویسد. چهارشنبه از جمله مواردی بود که او این سخنرانی را به صورت شخصی تهیه کرد.</p>

<p>اوباما که هشت سال پیش در چنین روزهایی، حتی یک بلیت افتخاری از حزب دموکرات دریافت نکرده بود که درگردهمایی حضور پیدا کند، چهارسال بعد از آن، وقتی جان کری برای کمپین خود به شیکاگو رفت، او را آن‌چنان تحت تاثیر قرارداد که وقتی برای روز سه‌شنبه به دنبال سخنران در گردهمایی دموکرات‌ها بودند، کری بی‌درنگ نام وی را مطرح کرد. </p>

<p>بدین ترتیب اوباما چهار سال قبل در گردهمایی دموکرات‌ها به سخنرانی پرداخت. خودش در مصاحبه‌ای به خبرنگار نیویورک تایمز گفت که وقتی وارد سالن شد، بسیاری حتی نمی‌دانستند اوباما به چه معنی است. اما بعد از سخنرانی بود که خبرنگاران او را راها نکردند.</p>

<p>چنین سرعتی در بالا رفتن پله‌های ترقی در احزاب سیاسی آمریکا، هم‌چون داستان زندگی اوباما، بی‌نظیر است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/bidenobamaq.jpg' /><br/>
<small><small>اوباما در آخر سخترانی بایدن، به روی صحنه رفت</small></small>


</p>

<p>پس از سخنرانی اوباما، جوزف بایدن به سخنرانی پرداخت که آمیزه‌ای از ستایش اوباما، شرح داستان زندگی‌اش و حمله به جمهوری‌خواهان بود. </p>

<p>دلاور، ایالتی که جو بایدن برای نزدیک به سه دهه سناتور آن بوده است، یکی از ایالت‌های قرمز آمریکا به شمار می‌رود که همواره ‌رای‌اش نصیب جمهوری‌خواهان شده است. </p>

<p>معمولاً دموکرات‌ها این ایالت را به جمهوری‌خواهان می‌بازند. اما استراتژی دموکرات‌ها این است که بتوانند رای این ایالت و نیز ایالت پنسیلوینیا را که زادگاه جو بایدن است، به دست بیاورند. </p>

<p>پیش از این بیل کلینتون و جیمی کارتر توانسته بودند رای دلاور‌ را به دست بیاورند. بنابراین حضور بایدن که از این ایالت، به اوباما کمک خواهد کرد که بتواند در ایالت‌هایی که احتمال برد جمهوری‌خواهان بیشتر بوده، موفق باشد.</p>

<p>اوباما در آخر سخنرانی جوبایدن روی صحنه حضور یافت. حضوری که غیرمنتظره بود.  اهمیت انتخاب جو بایدن برمی‌گردد به این‌که در میان رسانه‌های آمریکایی شناخته شده و مورد احترام است. او فروتن است و بسیار رابطه خوبی با خبرنگاران دارد. </p>

<p>به علاوه درحالی که اوباما در ایالت پنسیلوانیا به سختی از هیلاری کلینتون شکست خورد، او می‌تواند کمک بسیاری کند. جو بایدن ریشه ایرلندی دارد، کاتولیک است و نژاد سفید. این سه عنصر دربسیاری از ایالت‌ها برای بلیت اوباما- بایدن می‌توانند خیلی تاثیرگذار باشد.</p>

<p>ازجمله سخنرانان شب گذشته، جان کری کاندیدای دوره قبل دموکرات‌ها بود که حملاتش به جمهوری‌خواهان بی‌امان بود. او با اشاره به تصمیم دستگاه بوش برای گفت و گو با ایران و تدوین یک جدول زمان‌بندی شده برای خرو‌ج از عراق که هر دو از پیشنهادات اوباما در عرصه سیاست خارجی بود که با مخالفت جدی جمهوری‌خواهان مواجه شده بود- اما درحال حاضر توسط دولت بوش دردستور کارقرار گرفته - گفت که اوباما درست می‌گفت و جورج بوش و جان مک‌کین اشتباه می‌کردند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/kerryssss.jpg' /><br/>
<small><small>جان کری، به شدت به جمهوری‌خواهان حمله کرد</small></small>


</p>

<p>او هم‌چنین با مورد حمله قراردادن جمهوری‌خواهان گفت کسی نمی‌تواند به وطن‌پرستی اوباما خللی وارد کند و جمهوری‌خواهان در مرتبه‌ای نیستند که بخواهند بگویند چه کسی وطن‌پرست است و چه کسی نیست!</p>

<p>پس از سه روز همایش دموکرات‌ها می توان گفت که دموکرات‌ها تلاش می‌کنند که انتخابات ماه نوامبر به جای آن‌که رفراندومی برای باراک اوباما باشد، رفراندومی برای انتخاب کردن یا نکردن بوش- مک‌کین باشد. </p>

<p>امروز روز طلایی گردهمایی دموکرات‌ها خواهد بود. گردهمایی که اوباما ‌و ال گور در یک استادیوم ۷۰ هزار نفری سخن خواهند گفت. انتظار می‌رود در این سخنرانی، بیشتر اوباما درباره امیدها و توانایی خود و تیمش برای هدایت آمریکا سخن بگوید تا حمله به جمهوری‌خواهان. </p>

<p>با این وجود به نظر می‌رسد این نقش برای ال گور در نظرگرفته شده که در انتقاد از جمهوری‌خواهان ید طولایی دارد.</p>

<p>به نظر می رسد دموکرات‌ها تا حد زیادی در به دست آوردن اتحادی که پیش از برگزاری گردهمایی دور از ذهن به نظر می‌رسید موفق بوده‌اند. این اتحاد می‌تواند بایک سخنرانی جادویی توسط باراک اوباما به حداکثر خود برسد.</p> 



<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>در همین زمینه:</b><br>
• <a target="_blank" href='/analysis/2008/08/post_723.html'>سخنان دوپهلوی هیلاری کلینتون درباره‌ی اوباما</a><br></span>







<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='/analysis/2008/08/post_722.html'>وقتی هیلاری کلینتون به باراک اوباما افتخار می‌کند</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='/analysis/2008/08/post_721.html'>تلاش برای وحدت در گردهمایی ملی دموکرات‌ها </a><br></span>















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>طنز پردازی یک زن مسلمان آسیایی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/shahzadeh/2008/08/post_82.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/shahzadeh//46.24110</id>
 
<published>2008-08-28T19:17:35Z</published>
<updated>2008-08-28T19:09:32Z</updated>
 
<summary>شزیه میرزا، یکی از طنزپردازان جوان بریتانیای است که از سال ۲۰۰۰ تا به حال به عنوان تنها طنزپرداز زن مسلمان شناخته شده است. پدر و مادر شزیه پاکستانی هستنند و خود او در بریتانیا به دنیا آمده و خود را بریتانیای می‌داند. او خود را سیاسی یا فعال زنان نمی‌داند، بلکه معتقد است که طنزپردازی‌اش به زندگی روزمره مربوط است. شیزه حتی یک برنامه درباره زنان ریش‌دار تهیه کرد و در آن به این موضوع پرداخت که چه ایرادی دارد زنان هم ریش داشته باشند. با او درباره کار و زندگی‌اش صحبت کردم.</summary>
<author>
<name>شهزاده سمرقندی</name>


</author>
<category term="گفت و گو" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://radiozamaaneh.com/shahzadeh/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>شزیه میرزا، یکی از طنزپردازان جوان بریتانیای است که از سال ۲۰۰۰ تا به حال به عنوان تنها طنزپرداز زن مسلمان شناخته شده است. پدر و مادر شزیه پاکستانی هستنند و خود او در بریتانیا به دنیا آمده و خود را بریتانیای می‌داند. </p>

<p>شزیه میرزا را بعد از جشنواره طنز ادینبورگ شناختم و استندآپ کمدی او را بسیار جالب پیدا کردم. </p>

<p>نکته‌هایی که او در طنز خود به کار می‌برد، بیش‌تر اوقات به زنان مسلمان و عادات مردسالارانه مردان مسلمان برمی‌گردد که این تنها نکته برجسته طنز او نیست. وی از کم‌آشنایی مردم اروپا و به خصوص آمریکا نکته می‌گیرد. روزنامه معتبر ابزرور در سال ۲۰۰۳ شزیه میرزا را یکی از پنجاه بهترین‌های طنزپرداز در بریتانیا خواند. </p>

<p>با شزیه قرار تلفنی گذاشتم و با او صحبت کردم.</small></strong></p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080827_shahzadeh_shaziya_comic.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p><strong>بعد از حادثه ۱۱ سبتامبر سبک و طنز تو تغییر پیدا کرد. تو این تغییرات را چگونه می‌بینی؟ به نظر تو موضوع اسلام در این طنزها جای به‌خصوصی دارد؟</strong></p>

<p>نه، من در اجراهای خود از اسلام صحبت نمی‌کنم. کار من به اسلام هیچ ربطی ندارد. من دیگر به آن شیوه‌ی قبل، از اسلام نمی‌گویم.</p>

<p><strong>پس یعنی قبلا به این موضوع می‌پرداختی و حالا دیگر نه. چرا؟</strong></p>

<p>منظورم این است که در شروع کارم، یک یا دو مورد بود که از طرف مخاطبان و رسانه‌ها به هر شیوه‌ای پذیرفته شد. من می‌خواستم یک طنزپرداز و یا «استندآپ کامیدین» باشم و به‌طور جدی از سال ۲۰۰۰ شروع کردم. یازدهم سبتامر تأثیر به خصوصی در کارهای من نداشت. </p>

<p><strong>تو هم یک زن مسلمان هستی و هم طنزپردازی می‌کنی که کار معمولی در تاریخ ما نبوده و یک کاری است که زود به چشم می‌رسد؟ تو مسلمان بودن خود را در کار خود چگونه پیدا کردی؟ آیا این مساله به تو کمک کرده یا برعکس؟</strong></p>

<p>اصلا به این موضوع از آن جهت که می‌گویی فکر نکردم. هیچ وقت برای من مساله‌ای نبوده. من می‌خواستم یک طنزپرداز باشم و فکر کنم  که شدم. این تنها چیزی  است که به آن فکر می‌کنم. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/shaziamirza.jpg' /><br/>
<small><small>شزیه میرزا، طنزپرداز مسلمان پاکستانی - بریتانیایی</small></small>


</p>

<p><strong>هیچ وقت زن بودن یا مسلمان بودن و یا نژاد آسیایی داشتن، مساله‌ساز نبوده؟</strong></p>

<p>من می‌خواهم به صحنه بروم و صحبت کنم در مورد چیزهای مختلف...</p>

<p><strong>اصلیت خود را کجایی می‌دانی؛ پاکستانی یا بریتانیایی؟</strong></p>

<p>من در بریتانیا به دنیا آمدم و فرهنگ پاکستانی را هم از طریق پدرو مادر خود آموختم. </p>

<p><strong>از این دو فرهنگی بودنت، در کارهای طنز به خوبی استفاده می‌کنی. به نظرت این نکته در کارهای تو مثبت نبوده؟</strong></p>

<p>نه، من هیج وقت به این موضوع جدی فکر نکرده‌ام و تمام تلاشم این بوده که از چیزهای مختلف زندگی روزمره صحبت کنم. شاید هم شنوندگان این حس را دارند چون من یک زن آسیای‌ام به هر حال. من نمی‌خواهم از این دوگانگی صحبت کنم؛ این تفاوتی که بین من و پدرو مادرم هست. نه.</p>

<p><strong>شاید خودت به آن فکر نکرده باشی، اما در کارهای تو دیده می‌شود که تو از  این تفاوت فرهنگ‌ها حرف می‌زنی و مردم آن را خنده‌آور پیدا می‌کنند. <br />
گاهی به نظرم می‌رسد که طنزهای تو شبیه لطیفه‌های محلی مردم خاورمیانه است. به خوصوص ایرانی‌ها و تو به آن‌ها یک آب و رنگ دیگری دادی و شنوندگان اروپایی هم آن را خنده‌دار می‌دانند. به نظر خودت چه‌طور است؟</strong></p>

<p>من خیلی طنزپردازان ایرانی را این‌جا در لندن می‌شناسم. امید جلیلی دوست خوب من است. وی طنزپرداز معروف ایرانی است در بریتانیا. او حتا برنامه تلویزیونی مخصوص خود را دارد. امید جلیلی بهایی است، در ایران به دنیا آمده و در بریتانیا بزرگ شده. </p>

<p><strong>بله. در کارهای او نیز این نکته به نظر می‌رسد. یعنی طنزهای مردمی و یا گاهی محلی ایرانی را در طنزهای او می‌بینید که با رنگ دیگری به خود لحن و ساختار جدید گرفته است. <br />
منظورم همین استفاده از تفاوت دوفرهنگی است. همین دوفرهنگی شباهتی به کارهای شما و امید جلیلی می‌دهد.</strong></p>

<p>نه. به نظر من کارهای امید جلیلی جنبه سیاسی دارد که من این را در کارهای خود نمی‌بینم. جلیلی ظنزپرداز معروفی است. طنزهای او خیلی باهوشانه است و از سیاست جهان می‌گوید؛ از بوش، از بلر و کسانی مثل این‌ها. من مثل او سیاسی نیستم. من خود را بسیار «شخصی» می‌بینم، هرچند در مورد هر موضوع روزمره صحبت می‌کنم.</p>

<p><strong>درست است. شما یک زن هستید، پرداختن به موضوع زنان در کارهای شما بیش‌تر به نظر می‌رسد. کارهایت را می‌توانی «زنانه» بگویی، چون ناخودآگاه از حقوق زنان دفاع می‌کنید. مثلا در این طنزی که می‌گویید: «هیچ مرد مسلمانی دوست ندارند با من ازدواج کند، چون من حرف می‌زنم!»...</strong></p>

<p>آری، می‌دانم. اما به نظرم مردم به این طنزها این‌‌گونه عمیق نگاه نمی‌کنند. آن‌ها فقط می‌خندند. من فکر نمی‌کنم که مردم  زیاد به آن فکر کنند. (می‌خندد)</p>

<p><strong>کی متوجه شدی که دوست داری طنزگو باشی و طنزگویی خود را کشف کردی؟</strong></p>

<p>در مدرسه. من بسیار کوچولو بودم و باید چند برابر تلاش می‌کردم که توجه همکلاسی‌ها را به خود جلب کنم. قد و بر که نداشتم، پس باید شوخی می‌کردم. و این که خیلی زود خسته می‌شدم و باید خود را سرگرم نگه می‌داشتم. همین‌طور هم شروع شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/shazia-mirza01.jpg' /><br/>
<small><small>شزیه گاهی با حجاب به روی صحنه می‌رود.</small></small>


</p>

<p><strong>پدر و مادر شما چگونه با این که شما الان یک طنزپرداز شناخته شده‌اید، برخورد کردند؟</strong></p>

<p>این در یک شب اتفاق نیفتاد؛ در زمان طولانی و به آهستگی. آن‌ها هم با این انس می‌گرفتند و عادت کردند. من اول معلم بودم و طنزپردازی را هم در اوایل جدی نمی‌گرفتم تا این که جدی شد. نمی‌دانستم که پیامد آن چه بود. از پیامدش هم غافلگیر شدم.</p>

<p><strong>منظورت جایزه پشت جایزه گرفتن است؟</strong></p>

<p>آن هم بود، ولی برخورد مردم بیش‌تر برایم مهم بود.</p>

<p><strong>گفتید که دوستان ایرانی زیاد دارید؟ از این مردم و کشور ایران چی‌ها می‌دانی؟</strong></p>

<p>من دوستان نزدیک ایرانی دارم که همیشه به من غذای ایرانی می‌دهند. همیشه مراقب شکم من هستنند، وقتی به خانه‌شان می‌روم. سخت تلاش می‌کنند به من غذا بدهند. خیلی مهربان و مهمان دوست هستند. </p>

<p>در برنامه‌های من خیلی ایرانی می‌آید. از ایرانیان پشتبانی زیادی می‌بینم. از تهران هم چند تن از هنرمندان معروف آمده بودنند و در یکی استاندآپ کمدی من حضور داشتند. </p>

<p>فرهنگ‌های ما به هم نزدیک است. رسم و رسوم شبیه هم زیاد داریم. من فکر می‌کنم که مردم ایرانی بسیار امروزی هستنند. دوستان ایرانی من خیلی مدرن لباس می‌پوشند، اهل بیرون رفتن هستند و بسیار هم اروپایی‌اند. ایرانی‌ها بیش‌تر از مردم پاکستانی مدرن‌اند. من شیوه‌ی تطابق این مردم را دوست دارم.<br />
 <br /><br />
<strong>یک چیز جالبی که از کارهای شما پیدا کردم، برنامه درباره «زنان ریش‌دار» بود. ماجرای این برنامه چیست؟</strong></p>

<p>این برنامه درباره زنان موی‌دار بود؛ یک برنامه جدی. به هیچ وجه نمی‌خواستم به طنز بکشم، ولی مردم مثل این که هر کاری که من می‌کنم را خنده‌دار می‌بینند. </p>

<p><strong>منظورت چه بود؟ می‌خواستی چه بگویی؟ </strong></p>

<p>قرار بود من در سراسر بریتانیا بگردم و با زنان موی‌دار یا ریش‌دار صحبت کنم و احساسات‌شان و برخوردشان با موی‌دار بودن‌شان را بپرسم. این یک برنامه جدی بود. می‌خواستم با این برنامه بگویم که زنان ریش‌دار هم باید قابل پذیرش در جامعه باشند و مجبور نشوند که خود را پنهان کنند یا با مشکلات روانی رو‌به‌رو شوند.</p>

<p>چه ایراد دارد که زن هم ریش داشته باشد؟ می‌خواستم در این موضوع راحت و روشن با خود زنان صحبت کنم، چون انگار در جامعه، حتا اروپا این موضوع تابو است و به زنان موی‌دار چنان برخورد می‌کنند که انگار آن‌ها ریش ندارند. در حالی که دارند و چه ایراد دارد؟ هیچ ایرادی هم ندارد. زنان زیادی حاضر شدند در این برنامه شرکت کنند و این تابورا بشکنند.</p>

<p><strong>با این کار، تو را خیلی‌ها یک فعال فمینیست دانستند.</strong></p>

<p>البته از کارهای من باید هر کس چیزی را بگیرد که می‌خواهد، ولی من فمینیست یا فعال حقوق بشر نیستم. من یک طنزپردازم. </p>

<p><strong>بله. یک طنزپرداز زنی که مسلمان هم هست. به نظرت این باعث شهرت تو بوده؟</strong></p>

<p>من یک زن مسلمانم، بله. ولی آخر کجای این خنده دارد؟ برای طنزپرداز شدن باید سخت کار کرد و تلاش. من هم تمام تلاشم را می‌کنم که یک طنزپرداز موفق باشم.  من خیلی سخت کار می‌کنم. نمی‌شود روی صحنه رفت و گفت: «من زن مسلمانم!» کسی نمی‌خندد. هرکسی باید در کار خود استاد باشد.</p> 



<hr /><span style="font-size: 12px;">

• <a target="_blank" href='http://en.wikipedia.org/wiki/Shazia_Mirza'>شزیه میرزا در ویکی‌پدیا</a><br></span>







<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.shaziamirza.org/'>وب سایت رسمی شزیه میرزا به زبان انگلیسی</a><br></span>


















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>«محاکمه»؛ تنهایی کافکاوار</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/literature/2008/08/post_507.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/literature//25.24101</id>
 
<published>2008-08-28T18:33:33Z</published>
<updated>2008-08-28T18:27:20Z</updated>
 
<summary>سید مصطفی رضیئی: فرانتس کافکا در یکی از  آثارش می‌نویسد: «مدام می‌کوشم چیزی بیان نشدنی را بیان کنم، چیزی توضیح‌ناپذیر را توضیح بدهم، از چیزی بگویم که در استخوان‌هایم دارم‌، چیزی که فقط در استخوان‌هایم تجربه‌پذیر است. چه بسا این چیز در اصل همان ترسی‌ست که گاهی درباره‌ش گفت‌و‌گو شده، ولی ترسی تسری یافته به همه چیز...» کافکا آدمی برای زمانه‌ی خویش نبود. جامعه برایش سنگین بود. زندگی دیگران را نمی‌فهمید. رمان «محاکمه» به نوعی داستان کابوس‌های زندگی اوست.</summary>
<author>
<name>سید مصطفی رضیئی - سودارو</name>


</author>
<category term="ادبیات جهان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/literature/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>«مدام می‌کوشم چیزی بیان نشدنی را بیان کنم، چیزی توضیح‌ناپذیر را توضیح بدهم، از چیزی بگویم که در استخوان‌هایم دارم‌، چیزی که فقط در استخوان‌هایم تجربه‌پذیر است. چه بسا این چیز در اصل همان ترسی‌ست که گاهی درباره‌ش گفت‌و‌گو شد، ولی ترسی تسری یافته به همه چیز، ترس از بزرگ‌ترین و کوچک‌ترین، ترس، ترسی شدید از به زبان آوردن یک حرف. البته شاید این ترس فقط ترس نیست، شاید چیزی‌ست فراتر از هر چه که موجب ترس می‌شود.»<br />(پشت جلد کتاب. کافکا، نامه‌هایی به میلنا)</p>

<p><strong>دیوارهای رونده</strong></p>

<p>یوزف کا. یک شهروند ساده، مجرد، کارمند عالی‌رتبه‌ی بانک، یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود و خود را در یک مخمصه می‌يابد: آد‌م‌های غریبه دور و برش را پر کرده‌اند و به او دارند می‌گویند بازداشت است. </p>

<p>رمان مشهور آقای کافکا، یکی از شاهکارهای ادبیات جهان و البته اثری نیمه کاره، این‌گونه آغاز می‌شود. یک گردباد شکل می‌گیرد تا همه چیز را درهم خرد کند. یوزف کا. قرار است زندگی عادی خودش را داشته باشد و تا اولین جلسه‌ی بازجویی، اتاق کنار اتاق کارش بدل به محل کاری برای او می‌شود، تا چیزی مخل زندگی عادی او و البته کار بانک نباشد. </p>

<p>از فصل‌های بعد از بازجویی اولیه، در دفتر خود در بانک به کار مشغول است. زندگی عادی‌ست. همه چیز عادی‌ست. اتفاق خاصی نمی‌افتد. و محکامه دارد روند عادی خودش را طی می‌کند. محاکمه نیست و همه جا هست. دیوارهای نامرئی می‌رویند و نفس برای یوزف کا. هر بار دردناک‌تر بالا می‌آید. او درهم شکسته، آشفته و ناآرام، در دریایی توفانی محاکمه‌يی دست و پا می‌زند که اتهام مشخصی علیه او عنوان نشده. او متهم است، محاکمه واقعی‌ست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Kafka001.jpg' /><br/>
<small><small>فرانتس کافکا، یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی زبان، عکس از ویکی‌پدیا</small></small>


</p>

<p><strong>دریای سیاه‌پوش استعاره‌ها</strong></p>

<p>کا. گفت: «تفسیری غم‌انگیز. دروغ به آیین جهان بدل می‌شود.» (صفحه‌ی ۲۱۳ کتاب)</p>

<p>چینش کتاب حیرت‌انگیز است. شما در حال خواندن یک رمان ساده نیستید. این را آقای کافکا از همان فصل اول خوب به شما می‌فهماند. پاراگراف‌های توصیفی کتاب، بی‌خودی چیزی به شما نمی‌گویند. هر چیزی با دقت در جای خود قرار گرفته است. انگار کافکا جدی در حال انجام یک عمل جر احی بر روی کلمات و جملات کتاب‌ش است. </p>

<p>فصل اول، در پس‌زمینه‌ی حیرت و شگفتی یوزف کا.، که چرا بازداشت است؟ تصویرپردازی خارق‌العاده‌یی را هم نشان می‌دهد. از توصیف ساده‌ی اتاق، تا کارهایی که دیگران انجام می‌دهند، تا آن سه مرد با لباس‌های کاملا رسمی که رو به دیوار در حال تماشا هستند تا... کافکا به هر جهت چشم دوخته و روندی پیش گرفته که خواننده را به یک اصل مسلم برساند؛ استعاره. </p>

<p>کتاب دریایی‌ست از استعاره. یک هزارتوی پیچ در پیچ که هر رمزگشایی، شما را به یک رمز جدید می‌رساند. کافکا قدم به قدم، نگران از این‌که منظورش را می‌فهمید یا نه، همراه شماست. یک همراه نامرئی که رمانی عجیب برای‌تان پخته. آدم‌های رمان عادی رفتار نمی‌کنند، زندگی روال عادی – و غیرعادی – خودش را دارد. اما بقیه... آدم‌ها از هم می‌ترسند. این را گفت‌و‌گوی صاحب‌خانه‌ی وحشت‌زده از خشم مستاجر را در همان اولین فصل می‌توان دید. همه چیز طوری است که انگار یوزف کا. دارد کابوس می‌بیند؛ یک کابوس ترسناک: خودش را می‌بیند، در حال محاکمه‌ی خویش. </p>

<p><strong>تنها در میان بقیه</strong></p>

<p>یوزف کا. طبیعی‌ترین انسان درون اثر است. هیچ کس دیگری خوی انسانی ندارد. یا مانند معاون مدیرکل بانک، حیوانی‌ست درنده. یا مانند عمو لنی، موجودی مفلوک، وحشت‌زده و ناتوان. یا مانند آقای وکیل، یک هیولای واقعی. یا مانند کارمندان دادگاه، عروسک‌های خیمه‌شب بازی. یا مانند زنان داستان، همه هرزه، که یا از آن‌ها سوءاستفاده می‌شود، مثل زن دربان دادگاه، یا خود را به آدم‌های دیگر تحمیل می‌کنند، مانند لنی، معشوقه و خدمتکار آقای وکیل. </p>

<p>هیچ‌کسی خودش نیست. کا. ترسیده است، نمی‌داند باید چه کند. محیط او را درهم کوفته. او جذب شده. یا قرار است جذب بشود. همه در خدمت دادگاه هستند، یا قاضی، یا وکیل، یا متهم، یا کارمندان دادگاه. همه مبهوت دادگاه هستند. دادگاه همه چیز است. یوزف کا هنوز کاملا تسلیم نیست. یوزف هنوز دارد دست و پا می‌زند. بقیه تعجب کرده‌اند، آخر چرا؟ کار یوزف برای همه عجیب است. او مثل بقیه نیست. او با بقیه نیست.</p>

<p><strong>ناقوس‌ها برای کا.</strong></p>

<p>کافکا آدمی برای زمانه‌ی خویش نبود. با خانه مشکل داشت. درس خواند و دکتری حقوق خویش را گرفت. در هنگام تحصیل، حلقه‌ی ادبی خودش را یافت. ماکس برود همیشه بهترین دوستش بود. سال‌ها در یک موسسه‌ی بیمه کار کرد و از بیماری سل مرد. هنوز میان‌سال هم به حساب نمی‌آمد. </p>

<p>جامعه برایش سنگین بود. زندگی دیگران را نمی‌فهمید. نابغه بود و از زمان خودش جلوتر. «محاکمه» به نوعی داستان کابوس‌های زندگی اوست. اما این تنهایی کافکاوار، رمان را به کدام سمت هدایت می‌کند؟ رمز اصلی اثر چیست؟ کلید طلائی گشودن کتاب، کجا پنهان شده است؟</p>

<p>اکثر بحث‌کنندگان آثار کافکا، نقشه‌ی هزارتوی لبریز از استعاره و تصویرهای غریب نوشته‌های او را جامعه‌یی می‌دانند که کافکا هر روز شاهد آن بود. جامعه همه چیز را به یک عذاب تبدیل می‌کند. از تو جواب می‌خواهند. برای همه چیز و همه جا. برای بودن. نفس کشیدن. برای وجود داشتن. به عنوان یک انسان، یک فرد، به عنوان یک عضو، همیشه زیر ذره‌بین‌ها هستی، همیشه.</p>

<p>ولی این شاید فقط لایه‌ی ظاهری اثر باشد. چیزی که در اثر چشم‌گیر است، نقش گناه و جرم است. گناهی کاتولیک‌وار: انسان گناه‌کار به دنیا می‌آید، به خاطر گناه نخستین و گناه‌کار از دنیا می‌رود، به خاطر انبوهی از لحظات نفس‌کشیدن. حاصل این نوع تفکر زجر است و این زجر در لابه‌لای کتاب خوب خودش را نشان می‌دهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Kafka002.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>یوزف کا. یک شخصیت مذهبی نیست. به دادگاه تعلق ندارد. او را می‌خواهند، تحت فشار قرار می‌دهند، دنیا را برایش سرد می‌کنند، تا خود را تسلیم کند. تا آن آخرین فصل پایانی کتاب، جایی که از خود هیچ قدرتی نشان نمی‌دهد. حتا حاظر است خود همه چیز را تمام کند. </p>

<p>یوزف کا. سرنوشت هولناکی دارد و خطوط غمگینی را برای خواننده‌ا‌ش به ارث می‌گذارد: </p>

<p>با خود گفت: «تنها کاری که در این لحظه از دستم بر می‌آید...» و یک‌نواختی گام‌هایش با گام‌های آن دوی دیگر، فکرش را تایید کرد: «تنها کاری که در این لحظه از دستم بر می‌آید، این است که تا آخر کار شعور آرام و نظم‌دهنده‌ی خود را حفظ کنم. همیشه می‌خواستم با بیست دست به دنیا چنگ بزنم، آن هم به قصدی ناصواب. این کار نادرست بود. </p>

<p>آیا به‌جاست که نشان دهم از این محاکمه‌ی یک ساله هم درسی نگرفته‌ام؟ به‌جاست که کارم به عنوان انسان کودن به پایان برسد؟ به‌جاست به حق درباره‌ام بگویند که می‌خواستم محاکمه را در آغاز به پایان برسانم، و حالا در پایان می‌خواهم آن را از نو شروع کنم؟ نمی‌خواهم درباره‌ام چنین چیزی گفته شود. ممنون‌ام از این‌که این آقایان تقریبا لال و نفهم را در این راه همراهم کرده‌اند و بیان گفتنی‌ها را به خودم واگذاشته‌اند.» (صفحه‌ی ۲۱۷)</p>

<p>یوزف کا. محکوم به دنیا آمد و محکوم زندگی کرد. محکوم ِ زندگی کردن. محکوم ِ نفس کشیدن. گناهی بزرگ‌تر از این مگر هست؟</p>

<p><strong>«محاکمه» در ایران</strong></p>

<p>نشر ماهی نشر معتبری است. مدتی است دست به انتشار کلاسیک‌های آلمانی زبان می‌زند و مجموعه‌ای چشم‌نواز به دست خواننده‌گان خود می‌رساند. این نشر به ویرایش‌های سالم و چاپ تمیز کتاب‌هایش معروف است. </p>

<p>علی‌اصغر حداد مترجمی‌ست نام‌آشنا که با نشر ماهی نام‌ش به کافکا ختم می‌شود. «داستان‌های کوتاه کافکا» (چاپ اول ۱۳۸۴) را با این نشر کار کرد؛ کتابی که فروش خوبی داشت. ترجمه‌ی تازه‌ی «محاکمه»ی کافکا را در بهار امسال به بازار فرستادند که در میان صفحه‌های ادبی روزنامه‌ها، مجلات، و سایت‌ها به خوبی دیده شد. </p>

<p>کار او یک سر و گردن بالاتر از ترجمه‌های دیگر «محاکمه‌»ی کافکا است و هم‌چنین با پیوست‌هایش، یعنی «فصل‌های ناتمام»، و هم‌چنین «بخش‌هایی که نویسنده حذف کرده است» کتاب را کامل ساخته است. </p>

<p>علی‌اصغر حداد، هم‌اکنون در حال ترجمه‌ی رمان «قصر» کافکا است. ظاهرا قصد ترجمه‌ی «آمریکا» را هم دارند.</p>

<p><strong>تابلو</strong></p>

<p>... کشیش گفت: «بسیار خوب» و دست کا. را فشرد، «پس برو.» کا. گفت: «ولی نمی‌توانم تنهایی در این تاریکی راه را پیدا کنم.» کشیش گفت: «برو به سمت چپ کنار دیوار، بعد در امتداد دیوار به راهت ادامه بده و از کنار دیوار دور نشو، به زودی به یک در خروجی می‌رسی.»</p>

<p>کشیش چند قدیم دور نشده بود که کا. با صدایی بسیار بلند گفت: «لطفا صبر کن!» کشیش گفت: «صبر می‌کنم.» کا. گفت: «تو بیش از این با من خیلی مهربان بودی و همه چیز را برایم توضیح دادی، ولی حالا مرا طوری مرخص می‌کنی که انگار من برایت هیچ اهمیتی ندارم.» </p>

<p>کشیش گفت: «مگر نباید بروی؟» کا. گفت: «خوب، بله، قبول کن.» کشیش گفت: «اول تو قبول کن من چه کسی هستم.» کا. گفت: «تو کشیش زندانی.» و به طرف کشیش برگشت. بازگشت ِ سریعش به بانک آن‌قدر که ادعا کرده بود ضرورت نداشت. به خوبی می‌توانست باز آن‌جا بماند. </p>

<p>کشیش گفت: «بنابراین من جزو دادگاه هستم. پس چرا باید از تو چیزی بخواهم؟ دادگاه از تو چیزی نمی‌خواهد. اگر بیایی، تو را می‌پذیرد، و وقتی بروی، مرخصت می‌کند.» (صفحه‌ی ۲۱۴)</p>

<p><hr /></p>

<p>محاکمه. فرانتس کافکا. ترجمه‌ی علی‌اصغر حداد. تهران: نشر ماهی. چاپ اول: بهار ۱۳۸۷. ۳۰۰۰ نسخه. ۲۷۲ صفحه. ۴۰۰۰ تومان.</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>اعتصاب غذای کرد‌ها در زندان‌های کشور</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/ardavan/2008/08/post_131.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/ardavan//43.24094</id>
 
<published>2008-08-28T17:59:28Z</published>
<updated>2008-08-28T19:31:49Z</updated>
 
<summary>از روز دوشنبه‌، طبق اعلان قبلی شاهد اعتصاب دسته‌جمعی کردها در زندان‌های کشور بودیم. کردها دلیل این اعتصاب را عدم توجه به خواسته‌های سیاسی و هم‌چنین صدور احکام سنگین برای برخی از فعالان کرد اعلام کرده اند. بنابر بیانیه سازمان حقوق بشر کردستان تا روز چهارشنبه تعداد زندانیانی که در اعتصاب غذا شرکت کرده‌اند نزدیک به صد نفر رسیده است.</summary>
<author>
<name>اردوان روزبه</name>


</author>
<category term="گفت و گو" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/ardavan/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>از روز دوشنبه با اعلانی که از قبل شده بود، شاهد اعتصاب دسته‌جمعی کردها در زندان‌های کشور بودیم. کردها دلیل این اعتصاب را عدم توجه به خواسته‌های سیاسی و همچنین صدور احکام سنگین برای برخی از فعالان کرد اعلام کرده اند. </p>

<p>بنابر بیانیه سازمان حقوق بشر کردستان، تا روز چهارشنبه تعداد زندانیانی که در اعتصاب غذا شرکت کرده‌اند، نزدیک به صد نفر رسیده است.<br />
 <br /><br />
این اعتصاب بناست تا تامین خواسته‌های زندانیان ادامه یابد. تجدید نظر در احکام صادره و پذیرفتن و حقوق و هویت سیاسی، از جمله خواسته‌های اعتصابیون است. اینک فعالان کرد، عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار، فرزاد کمانگر، انورحسین پناهی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان، ارسلان اولیایی و حبیب‌الله لطیفی کسانی هستند که در آستانه‌ی اعدام قرار دارند. </p>

<p>هم‌چنین می‌توان به حدود ۲۰ زندانی با محکومیت‌های سنگین و بلاتکلیف اشاره کرد. دربین این افراد زینب بایزیدی، عضو کمپین یک میلیون امضاء با چهار سال حکم زندان و تبعید به شهر زنجان جزو آخرین محکومین است. زینب بایزیدی فعال کردی است که فاصله‌ی بین صدور حکم و رای تجدید نظر او فقط یک روز بوده است. </p>

<p>آسو صالح، سخنگوی خارج از کشور سازمان حقوق بشر کردستان در همین مورد در پاسخ به سوال من دال بر شرح وضعیت و علت این اعتصاب اشاره می‌کند:</small></strong></p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080826_pm3_ardavan_asoosaleh.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>وضعیت حقوق بشر در کردستان، به نسبت حقوق بشر در بقیه‌ی ایران در وضعیت حساس‌تری قرار دارد. در کردستان، نقض‌های متعددی صورت می‌گیرد. اینک حدود هشت نفر از فعالین مدنی و روزنامه‌نگاران که با صدور حکم اعدام روبرو هستند و بیش از یازده فعال مدنی و روزنامه نگار دیگر، سرنوشت‌شان نامشخص است. </p>

<p>به همین جهت تعدادی از فعالین حقوق بشر در داخل شروع کردند به سازماندهی یک اعتراض سراسری در داخل زندان‌ها. یک حرکت بی‌سابقه که من نمی‌دانم آیا در زندان‌های ایران سابقه داشته است یا نه. </p>

<p>از روز دوشنبه در تمامی زندان‌های ایران، فعالین سیاسی، فرهنگی و مدنی کرد که در زندان هستند اعتصاب غذا را آغاز کردند. طبق آخرین خبری که من دریافت کردم (روز سه شنبه) تا حال شمار آن‌ها در چهار زندان اوین، سنندج، کرمانشاه و ارومیه به چهل نفر رسیده است. </p>

<p>هدف این اعتصاب هم چیزی نیست جز تقاضای رسیدگی به لغو حکم فعالین مدنی، فرهنگی و روزنامه‌نگاران و همین‌طور بهتر شدن وضعیت حقوق بشر در کردستان.</p>

<p><strong>آیا این اعتصاب به مناسبت و در سال‌گرد «قارنا» مطرح می‌شود؟</strong></p>

<p>روستاهای قارنا و قلاتان دو روستا در نزدیکی شهرهای مهاباد و نقده هستند. بعد از این‌که در ۲۵ مرداد ماه سال ۱۳۵۸، آیت‌الله خمینی در جلسه مجلس خبرگان که در شهر قم برگزار شد صحبت کردند، حادثه‌ی کردستان پیش آمد. </p>

<p>ایشان علیه کرد‌ها اعلام جهاد کردند و تمام نیروهایی که آن موقع جدا از نیروهای مسلحی که در کردستان درحال جنگ بودند با مردم عادی هم حنگیدند. </p>

<p>قارنا و چندتا از روستاهای دیگر قربانی این فرمان جهاد آیت‌الله خمینی شدند. تنها در روستای قارنا بیش از ۵۰ نفر از مردم عادی قربانی شدند. عکس و مدارک و اعتراف کسانی که در آن ماجرا بودند وجود دارد؛ حتا بچه‌ها و نوزادان شیرخواره هم در آن ماجرا کشته شدند‌. </p>

<p>بعد آیت‌الله خلخالی هم به کردستان آمدند و در روز ۲۹ مرداد ماه تنها در کرمانشاه، یازده نفر و در روز سی‌ام مرداد ماه در پاوه ۹ نفر را اعدام کردند.</p>

<p><strong>نسبت به این اعتصاب غذا عکس‌العملی هم وجود داشته؟</strong></p>

<p>اول این‌که اسامی کسانی که اعتصاب غذا را شروع کرده‌اند فعلن دقیق نیست. یعنی ما پیش‌بینی کرده بودیم اگر اسامی آنها منتشر بشود، آنان به  انفرادی منتقل می‌شوند و فشارها بیشتر می‌شود.</p>

<p>برای همین ما قصد داریم در چند روز آینده وقتی شمار اعتصاب کننده‌ها در داخل زندان‌ها بیشتر شد آن اسامی را منتشر کنیم و بگوییم که چه کسانی در اعتصاب غذا هستند. تا حالا عکس‌العملی صورت نگرفته و در رسانه‌های داخلی ایران هم هیچ موردی دیده نشده. </p>

<p>در رسانه‌های خارج از ایران هم علی‌رغم این‌که امروز دومین روز اعتصاب است، متاسفانه باز هم رسانه‌های خارج از کشور به آن صورتی که باید و شاید این موضوع را منعکس نکردند.</p>

<p><strong>زینب بایزیدی هم جزو کرد‌هایی بوده که اخیراً حکم برای او صادر شده. به نظر شما دلیل صدور حکم به این سنگینی برای او چیست؟</strong></p>

<p>خانم زینب بایزیدی الان شاید حدود بیش از ۱۶ روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برند. ایشان عضو کمپین یک میلیون امضاء برای برابری و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بودند. </p>

<p>گویا اتهاماتی که به ایشان وارد کردند بیش از ۱۲ مورد است که همه‌ی آن‌ها برپایه‌ی ارتباط ایشان با احزاب کرد و اسمی که برای مغازه‌شان‌ به نام «زیلان» گذاشته‌اند، بوده.</p>

<p>زیلان یک اسم کردی است و به گفته‌ی خود ایشان و وکیل‌شان آقای حجتی این اسم در سازمان ثبت اسناد کشور نیز به عنوان یک اسم رسمی ثبت شده بود. ولی گویا این اسم شباهتی دارد با اسم یکی از زن‌هایی که در یک عملیات انتحاری در کردستان ترکیه به شهادت رسیده؛ این شباهت باعث شده که این اتهامات به خانم بایزیدی وارد شود. </p>

<p>اتهام ارتباط با احزاب و همین‌طور عضویت در سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و عضویت در کمپین یک میلیون امضاء. </p>

<p>در مجموع برای این اتهامات، چهار سال حبس تعزیری همراه با تبعید به شهر زنجان برای ایشان صادر شد. نکته‌ی جالب این‌جا بود که روزی که این حکم صادر شد‌، خانم بایزیدی یک نامه در اعتراض به این حکم و همین‌طور اعتراض به وضعیت خودش در داخل زندان نوشتند و در یک عمل خلاف عرف بعد از یک روز این حکم تایید شد و این درحالی بود که حتا حکم به وکیل و خانواده‌ی ایشان ابلاغ نشده بود.<br />
</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>ستارگان روی فرش قرمز ونیز </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/azadeh/2008/08/post_126.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/azadeh//42.24119</id>
 
<published>2008-08-28T16:59:17Z</published>
<updated>2008-08-28T17:31:17Z</updated>
 
<summary>در بیست و هفتمین روز از ماه اوت، جشنواره‌ی شصت و پنجم فیلم ونیز با حضور فیلم‌سازان و سینماگران مختلف اروپایی، آمریکایی و آسیایی شروع شد. عباس کیارستمی، امیر نادری و بهمن معتمدیان در کنار فیلم‌سازان آمریکایی مثل برادران کوئن و فیلم‌سازان آسیای دور، مثل کشیکی تانو و کاوازاکی در جشنواره‌ی امسال حاضر شدند.</summary>
<author>
<name>آزاده اسدی</name>


</author>
<category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://radiozamaaneh.com/azadeh/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>جشنواره‌ی جهانی فیلم ونیز، ۶۵ سال است که در جزیره‌ی ۱۸ کیلومتری لیدو در شهر ونیز، برگزار می‌شود. برای رفتن به این فستیوال باید ۱۱ کیلومتر از ونیز تا لیدو را با قایق رفت.</p>

<p>در بیست و هفتمین روز از ماه اوت، جشنواره‌ی ۶۵ فیلم ونیز با حضور فیلم‌سازان و سینماگران مختلف اروپایی، آمریکایی و آسیایی شروع شد.</p>

<p>بین فیلم‌سازانی که روز چهارشنبه به جشنواره رسیدند، کارگردان‌های زیاد شرقی وجود دارند که تازه به فستیوال قدم گذاشتند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080827_Azadeh_Asadi_Veniz_1.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>عباس کیارستمی، امیر نادری و بهمن معتمدیان در کنار فیلم‌سازان آمریکایی مثل برادران کوئن و فیلم‌سازان آسیای دور، مثل توکشی کیتانو‬ و کاوازاکی در جشنواره‌ی امسال حاضر شدند.</p>

<p>روز چهارشنبه هیأت داوران در کنفرانس مطبوعاتی به سؤالات خبرنگاران جواب دادند. ویم وندرس، رییس هیأت داوران و فیلم‌ساز آلمانی، یوری آرابوف، فیلم‌ساز روسی، والریو گولینو، بازیگر ایتالیایی، داگلاس گوردن، هنرمندی در زمینه‌ی هنرهای تصویری، جان لندیس، فیلم‌ساز آمریکایی، لوکریشیا مارتل، کارگردان جوان آرژانتینی و جونی تو، کارگردان هنگ‌کنگی در این کنفرانس شرکت کردند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Venice+Film+Festival+Jury+.jpg' /><br/>
<small><small>هیات داوران جشنواره فیلم ونیز(عکس:zimbio)</small></small>


</p>

<p>از هیأت داوران پرسیده شد چه طور می‌خواهند فیلم‌ها را ببینند و در نهایت چه طور فیلم برنده‌ی شیر طلایی را انتخاب می‌کنند؟</p>

<p>داگلاس گوردن با خنده گفت با چشم‌هایی باز انتخاب می‌کند و ویم وندرس گفت دقت می‌کند فیلم‌ها فوکوس باشند.</p>

<p>اما وندرس کمی قضیه را جدی‌تر گرفت و گفت نگاه می‌کنیم در هیأت داوران خانم‌ها چه را دوست دارند و بعد مردها به آن ری می‌دهند.</p>

<p>وندرس ادامه داد: ما ۲۱ فیلم می‌بینیم و تعصبی نخواهیم داشت. خوشحالیم که تصمیمات ما ربطی به ملیت‌گرایی افراد مختلف در هیأت داوران ندارد و می‌خواهیم ببینیم امروز سینما چیست.</p>

<p>او اشاره کرد ترجیح می‌دهد هیأت داوران فیلم‌ها را با تماشاگران بینند. جایزه‌ی شیر طلایی به فیلم برگزیده به عنوان بهترین فیلم در فستیوال فیلم ونیز اهدا می‌شود.</p>

<p>جشنواره‌ی فیلم ونیز در شصت و پنجمین دوره‌اش، به صورت رسمی با پخش فیلم «بعد از خواندن بسوزان» (Burn After Reading) شروع شد و برادران کوئن همراه با بازیگران این فیلم در فستیوال حضور دارند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/venice3333.jpg' /><br/>
<small><small>جورج کلونی، براد پیت و تیلدا سوئینتون (عکس:AP)</small></small>


</p>

<p>ولی در شکل غیررسمی، جشنواره‌ی امسال از صبح چهارشنبه، ۲۷ ماه اوت با یک فیلم ایتالیایی به کارگردانی پیرو تلینی شروع شد.</p>

<p>از صبح تا ساعت هفت شب که مراسم افتتاحیه شروع شد و بازیگرها روی فرش قرمز برای علاقه‌مندان و عکاسان و خبرنگاران دست تکان دادند، حدود ۱۰ فیلم نمایش داده شده است.</p>

<p>برادران کوئن که در دوره‌ی گذشته مراسم اسکار، چهار جایزه را برای فیلم «سرزمینی برای پیرمردها وجود ندارد» گرفتند، چهارشنبه آخرین ساخته‌ی خودشان را با بازی جورج کلونی، براد پیت، جان مالکوویچ، فرانسیس مک‌دومان و تیلدا سوئینتن نمایش دادند.</p>

<p>جورج کلونی و تیلدا سوئینتن که هر دوی آن‌ها برای فیلم «مایکل‌ کلیتون» سال پیش در همین جشنواره حضور داشتند و شیطنت‌های‌شان مقابل دوربین عکاس‌ها، سر و صدای زیادی به راه انداخته بود، امسال هم در جشنواره هستند و همان شیطنت‌ها را تکرار می‌کنند.</p>

<p>فیلم «بعد از خواندن بسوزان» یک کمدی سیاه جاسوسی درباره‌ی یکی از رؤسای سازمان سیا در آمریکا است که یک سی‌دی اطلاعات سری آن دست دو نفر می‌افتد که باعث می‌شود انواع بازی‌ها را برای گرفتن حق‌السکوت و اهداف دیگری که در سر دارند، بکنند.</p>

<p>همسر این مرد رابطه‌ی عاشقانه‌ای را با یک مرد متأهل و یک پلیس فدرال برقرار می‌کند و باعث می‌شود که اتفاق‌های مختلف، لابه‌لای ماجرای رابطه‌ها بین آدم‌ها شکل بگیرد.</p>

<p>در کنفرانس مطبوعاتی بعد از نمایش فیلم پر سر و صدای «بعد از خواندن بسوزان» دست‌اندرکاران این فیلم حاضر شدند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/65th+Venice+Film+Festival+J.jpg' /><br/>
<small><small>ویم وندرس، فیلم‌ساز آلمانی و از داوران جشنواره</small></small>


</p>

<p>به نظر می‌رسید جورج کلونی، براد پیت، تیلدا سوئینتن، فرانسیس مک‌دورمان و هر دو برادر کوئن هماهنگ کردند تا به سؤالات خصوصی و غیرژورنالیستی جواب سرراست و مشخصی ندهند.</p>

<p>یکی از خبرنگارها از جورج کلونی پرسید آیا برنامه‌ای دارید که بچه داشته باشید و کلونی با خنده گفت همین امروز می‌خواهم ازدواج کنم و بچه‌دار بشوم‌.</p>

<p>بازیگران این فیلم اعلام کردند هنوز فیلم را ندیدند و مستقیم به جلسه‌ی نقد و بررسی آمدند و برای همین نمی‌توانستند چندان کمکی درمورد انتقادهایی که به بخش‌های مختلف فیلم می‌شد بکنند.</p>

<p><strong>از فرودریک کوندی‌موریس، منتقد و سینمانویس هرالد تریبون که در این مراسم حضور داشت در مورد این فیلم پرسیدم. او گفت:</strong></p>

<p>نقطه ضعف فیلم، تعداد زیاد کاراکترها است که موقعیت گیج‌کننده‌ای را به وجود آورده و گاهی در شرایط مختلف به هم برخورد می‌کنند. «بعد از خواندن بسوزان» فیلم زنده‌ای است که فیلم‌نامه‌ی آن خیلی روان و سرگرم‌کننده پیش می‌رود.</p>

<p>از نظر این منتقد، فیلم، موفق شده است از نظر روانی شخصیت و شرایط یک کارمند سی‌آی‌ای را به طور واقعی نشان بدهد و این رمز و راز را به وجود آورده که آیا این شخصیت واقعی است.</p>

<p>جو و ایتن کوئن، دو برادر فیلم‌سازی که فقط دو سال با هم تفاوت سنی دارند هم‌چنان موفق‌ترین جفت سینماگران آمریکایی هستند که خانوادگی کار می‌کنند و کارهای موفقی را هم می‌سازند.</p>

<p>سازندگان «فارگو» و «لوبوسکی بزرگ» و «آه، برادر کجایی؟» که اسکار را گرفتند، فیلم‌شان در جشنواره‌ی ونیز امسال در بخش خارج از مسابقه در چند نوبت نمایش داده می‌شود. صبح چهارشنبه این فیلم برای خبرنگاران و به شکل اختصاصی نمایش داده شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/venice22222.jpg' /><br/>
<small><small>بازیگران «پس از خواندن بسوزان» روی فرش قرمز</small></small>


</p>

<p>ویم وندرس، فیلم‌ساز آلمانی که ۲۶ سال پیش از جشنواره‌ی فیلم ونیز جایزه شیر طلایی را برای فیلم «وضعیت اوضاع» گرفته بود، امسال مدیر همین جشنواره است.</p>

<p>وندرس، سینمای ایران را می‌شناسد و سال پیش در یک مصاحبه از ایران به‌عنوان کشور حافظ‌ها و کیارستمی‌ها اسم برده بود.</p>

<p><strong>اما کیارستمی:</strong></p>

<p>فیلم «شیرین» کیارستمی که در آن از ژولیت بینوش گرفته تا نیکی کریمی و مهناز افشار بازی می‌کنند، در بخش خارج از مسابقه نمایش داده شد.</p>

<p><strong>از ویم وندرس پرسیدم با وجود علاقه‌ای که به کیارستمی دارد، آیا می‌داند چرا باید در بخش خارج از مسابقه فیلم کیارستمی نمایش داده بشود؟</strong></p>

<p>نمی‌دانم. منتظرم که فیلم او را ببینم. فیلم‌های کیارستمی را خیلی دوست دارم و به نظرم کیارستمی یکی از بهترین فیلم‌سازان معاصر است.</p>

<p>نمی‌دانم چرا این تصمیم گرفته شده که فیلم را خارج از بخش مسابقه پخش کنند. حتی اگر در برنامه‌ی کاری هم نباشد، فیلم «شیرین» کیارستمی را در جشنواره می‌بینم.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/venice233.jpg' /><br/>
<small><small>بازیگران و کارگردان فیلم «پس از خواندن بسوزان» (عکس:AP)</small></small>


</p>

<p>قرار است ساعت هفت شب بیست و هفتم ماه اوت، بازیگرها روی فرش قرمز قدم بگذارند. از دو ساعت قبل از شروع مراسم، مردم از بخش‌های مختلف شهر ونیز و حتی ایتالیا با دوربین‌های کوچولو و قلم به دست منتظر بودند تا بازیگرها از روی فرش قرمز عبور کنند.</p>

<p>فیلم «شیرین»، ساخته‌ی کیارستمی ساعت ۱۰ شب چهارشنبه نمایش داده ‌شد که خود کیارستمی هم در آن حضور داشت.</p>

<p>به خاطر این‌که در روز چهارشنبه، جشنواره تازه شروع شده بود و روز اول آن بود، تعداد کمی فیلم تا نیمه‌شب، نمایش داده شد.</p>

<p>رامین بحرانی با فیلم «خداحافظ سولو» در بخش افق‌های جشنواره همراه با بهمن معتمدیان که در بخش افق‌ها البته در قسمت فیلم‌های غافلگیر‌کننده، فیلم خستگی را در دست دارد.</p>

<p>جشنواره‌ی فیلم ونیز در شصت و پنجمین سالگرد خودش از بیست و هفتم ماه اوت شروع شده و تا ششم سپتامبر ادامه دارد.</p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>مسلمانان جهان در آینه گالوپ</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/08/post_641.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/special//28.24107</id>
 
<published>2008-08-28T16:02:23Z</published>
<updated>2008-08-28T16:06:46Z</updated>
 
<summary>هادی نیلی: یک تحقیق جهانی که به تازگی انجام شده است، تلاش کرده دیدگاه‌های مسلمانان را درباره مسایل و موضوعات مختلف به زبان آمار در‌آورد. کتابی بر اساس این تحقیقات با نام «سخن‌گوی اسلام کیست؟ یک میلیارد مسلمان واقعاً چه‌جور فکر می‌کنند؟» چند هفته ‌پیش در آمریکا منتشر شده است. بر اساس نتایج این تحقیق، ۷۲ درصد از آمریکایی‌ها با این گزاره مخالف‌اند که: «اکثریت کسانی که در جوامع مسلمان زندگی می‌کنند، فکر می‌کنند زنان و مردان باید حقوق برابر داشته باشند.» اما واقعیت این بوده که اکثریت مسلمانان بی‌درنگ این گزاره را رد می‌کردند: ۷۳ درصد از سعودی‌ها، ۸۹ درصد از ایرانیان، و ۹۴ درصد از اندونزیایی‌ها می‌گویند مردان و زنان باید حقوق برابر داشته باشند.</summary>
<author>
<name>هادی نیلی</name>


</author>
<category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/special/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>یک تحقیق جهانی که به تازگی انجام شده است، تلاش کرده دیدگاه‌های مسلمانان را درباره مسایل و موضوعات مختلف به زبان آمار در‌آورد.</p>

<p>تحقیقات تازه‌ای که مؤسسه پیمایشی <a href="http://www.gallup.com"><u>گالوپ</u></a> انجام داده، پس از شش سال تحقیق و بیش از ۵۰ هزار مصاحبه به نتیجه رسیده و به گفته متصدیان آن، می‌تواند با ضریب خطای قابل‌ قبولی، ۱.۳ میلیارد مسلمان جهان را در ۳۵ کشور عمدتاً مسلمان (یا با جمعیت قابل توجه مسلمان) نمایندگی کند.</p>

<p>این تحقیقات را پروفسور <a href="http://explore.georgetown.edu/people/jle2/?PageTemplateID=134"><u>جان ال. اسپوزیتو</u></a> و <a href="http://www.gallup.com/consulting/worldpoll/26554/Dalia-Mogahed.aspx">دالیا مجاهد</a> انجام داده‌اند. آقای اسپوزیتو استاد دانشگاه جورج‌تاون و سردبیر «دایرة‌المعارف جهان اسلامی مدرن» آکسفورد و رییس پیشین انجمن مطالعات خاورمیانه آمریکای شمالی است. خانم مجاهد نیز تحلیل‌گر ارشد و مدیر اجرایی مرکز مطالعات مسلمانان مؤسسه گالوپ است.</p>

<p><strong>کتاب تحسین‌شده</strong></p>

<p>کتابی بر اساس این تحقیقات با نام «سخن‌گوی اسلام کیست؟ یک میلیارد مسلمان واقعاً چه‌جور فکر می‌کنند؟» (Who Speaks for Islam? What a Billion Muslims Really Think) چند هفته ‌پیش در آمریکا منتشر شده است. این کتاب اغلب مورد توجه محافل علمی و دانشگاهی قرار گرفته است.</p>

<p>اطلاعات تازه و دست‌اول و اغلب غافل‌گیرکننده‌ای که در این کتاب نقل شده، اغلب پیش‌داوری‌های رایج را درباره مسلمانان نقض می‌کند، انگیزه اصلی تحسین‌کنندگان این کتاب بوده است.</p>

<p>مثلاً ولی‌رضا نصر، نویسنده کتاب «احیای شیعه» و عضو شورای روابط خارجی آمریکا، درباره‌اش نوشته است: «این کتاب که هم‌زمان نافذ و برانگیزاننده است، سرشار است از واکاوی‌هایی درباره این‌که مسلمانان درباره دین، دموکراسی، حقوق زنان، افراطی‌گری، و رابطه مسلمانان با غرب چه فکر می‌کنند. این کتاب برای کارشناسان و تصمیم‌گیران، متخصصان و غیرمتخصصان، آمریکایی یا مسلمان لازم ‌به ‌خواندن است.»</p>

<p>هم‌چنین دیپاک چاپرا، نویسنده کتاب «راه حل، صلح است» این کتاب را این‌طور تحسین کرده است: «در ‌حالی که جهان ما به سمت خشونت‌های عمده‌تر و بدفهمی بین غرب و جهان مسلمان پیش می‌رود، این کتاب لفاظی‌های تضادبرانگیز سیاست‌مداران و کارشناسان را پس می‌زند و صدای اغلب‌ خاموش‌ شده مسلمانان را در همه جای جهان ارایه می‌کند. من پادرمیانی‌ای از این کتاب مهم‌تر و مورد نیازتر نمی‌توانم تصور کنم.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/who-speak-for-muslim.jpg' /><br/>
<small><small>تصویر جلد کتاب</small></small>


</p>

<p><strong>مسلمان‌ها را نمی‌شناسیم</strong></p>

<p>نویسندگان این کتاب در مقاله‌ای که به تازگی در روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز نوشته‌اند، در معرفی کتاب خود آورده‌اند: «آمریکایی‌ها چه‌قدر درباره دیدگاه‌ها و باورهای مسلمانان سرتاسر جهان می‌دانند؟ با توجه به آمارها، نه چندان!»</p>

<p>آن‌ها سپس نوشته‌اند شاید غافل‌گیرکننده نباشد که اکثریت آمریکایی‌ها (۶۶ درصد) اذعان می‌کنند دست کم در یک مورد، پیش‌داوری منفی درباره مسلمانان دارند.</p>

<p>بر اساس آمارهای کتاب «سخن‌گوی اسلام کیست؟» یک‌پنجم آمریکایی‌ها هم می‌گویند پیش‌داوری‌های منفی «متعدد و قابل توجهی» درباره مسلمانان دارند. تقریباً نیمی از آن‌ها، باور ندارند که مسلمانان آمریکایی به کشورشان «وفادار» هستند و یک‌چهارم‌شان نمی‌خواهند یک مسلمان همسایه‌شان باشد.</p>

<p>به نوشته آقای اسپوزیتو و خانم مجاهد، نتایج پیمایش‌های این دو در جهان اسلام می‌گوید بیشتر پیش‌داوری‌ها درباره مسلمانان - دیدگاه‌هایی که تا پیش از این توسط برنامه‌ریزان و کارشناسان آمریکایی فریاد زده می‌شد و رأی‌دهنده‌ها می‌پذیرفتند - واقعاً نادرست هستند.</p>

<p>بر اساس نتایج گالوپ، ۷۲ درصد از آمریکایی‌ها با این گزاره مخالف‌اند که: «اکثریت کسانی که در جوامع مسلمان زندگی می‌کنند، فکر می‌کنند زنان و مردان باید حقوق برابر داشته باشند.»</p>

<p>اما واقعیت این بوده که اکثریت مسلمانان حتی در برخی از جوامع مسلمان اغلب محافظه‌کار، بی‌درنگ این گزاره را رد می‌کردند: ۷۳ درصد از سعودی‌ها، ۸۹ درصد از ایرانیان، و ۹۴ درصد از اندونزیایی‌ها می‌گویند مردان و زنان باید حقوق برابر داشته باشند.</p>

<p>اکثریت مردان و زنان مسلمان در ده‌ها کشور گرداگرد جهان، هم‌چنین معتقدند زن باید حق کار کردن خارج از خانه برای هر شغلی که صلاحیتش را دارد، و حق رأی دادن بدون دخالت اعضای خانواده‌اش داشته باشد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Dalia-Mogahed.jpg' /><br/>
<small><small>دالیا مجاهد، مدیر اجرایی مرکز مطالعات مسلمانان موسسه گالوپ </small></small>


</p>

<p><strong>خشونت را محکوم می‌کنند</strong></p>

<p>داده غافل‌گیرکننده دیگری که در این کتاب آمده، نشان می‌دهد با وجودی که برخی شهروندان غربی اسلام را متهم می‌کنند که خشونت را بیش از دیگر ادیان تشویق می‌کند، ولی آمارهای این کتاب می‌گوید مسلمانان جهان، دست‌کم به اندازه آمریکایی‌ها، حمله به شهروندان غیرنظامی را محکوم می‌کنند.</p>

<p>بر اساس این آمار، شش درصد از افکار عمومی آمریکا فکر می‌کند حمله‌هایی که هدف آن‌ها شهروندان غیرنظامی هستند، «کاملاً موجه»اند. این رقم در عربستان سعودی چهار درصد است و در لبنان و ایران فقط دو درصد.</p>

<p>علاوه بر این، کتاب نتیجه‌گیری می‌کند که این سیاست است و نه دین که اقلیتی کوچک - فقط هفت درصد - را در جهان اسلام تحریک می‌کند تا به اندازه‌ای ضدّآمریکایی بشوند که حمله‌های ۱۱ سپتامبر را قابل چشم‌پوشی ببینند.</p>

<p>گالوپ با تحقیقی در سرتاسر کشورهایی با جوامع اکثراً مسلمان، پی برد که بین کسانی که خودشان را مذهبی معرفی می‌کردند و آنان که خود را غیرمذهبی می‌دانستند، هیچ تفاوت آماری‌ای درباره کسانی که از حمله‌های ۱۱ سپتامبر جانب‌داری می‌کردند، وجود ندارد.</p>

<p>وقتی از پاسخ‌گویان در کشورهای انتخاب‌شده در یک «پرسش باز (بدون جواب از پیش ‌تعیین‌شده)» خواسته شد نظرشان را درباره ۱۱ سپتامبر بگویند، کسانی که آن را محکوم کردند، همان اندازه به دلایل دینی استناد می‌کردند که به دلایل بشری.</p>

<p>مثلاً 20 درصد از کویتی‌ها که آن حمله‌ها را «کاملاً غیرموجه» خوانده بودند، این موضع خود را با ذکر این‌که تروریسم، خلاف آموزه‌های اسلام است، توضیح می‌دادند. حتی یک پاسخ‌گو در اندونزی تا آن‌جا پیش رفت که یک آیه مشخص از قرآن را نقل کرد که کشتن بی‌گناهان را منع می‌کند.</p>

<p>اما در سوی دیگر، هیچ یک از پاسخ‌گویانی که آن حمله‌ها را قابل‌ چشم‌پوشی می‌دید، از قرآن به ‌عنوان یک توجیه استفاده نکرد. در عوض، آن‌ها به توجیه‌های سیاسی تکیه کردند و ایالات متحده را یک «قدرت امپریالیستی» خواندند یا آن را متهم کردند به این‌که «قصد دارد دنیا را در کنترل خود بگیرد.»</p>

<p><strong>باور به آزادی بیان؛ از پیش‌داوری تا واقعیت</strong></p>

<p>اشاره دیگر نویسندگان این کتاب که در مقاله‌ای برای وب‌سایت مجله هفتگی نیوزویک نوشته‌اند، به دیدگاه مسلمانان نسبت به آزادی بیان باز می‌گردد.</p>

<p>داده‌های آماری درباره دیدگاه‌های مردم بریتانیا، فرانسه، و آلمان از آن حکایت می‌کند که اکثریت در سرتاسر کشورهای اروپایی برجسته و مهم، با این تصور که روزنامه‌ها می‌توانند هرآن‌چه بخواهند چاپ کنند، مخالف هستند.</p>

<p>وقتی از آنان پرسیده شد آیا روزنامه‌ها می‌توانند کارتون‌هایی با دست‌مایه ‌قرار دادن هالوکاست منتشر کنند، تنها 18 درصد از فرانسوی‌ها، 15 درصد از بریتانیایی‌ها و 10 درصد از آلمانی‌ها پاسخ مثبت داده‌اند.</p>

<p>همین طور، فقط یک نفر از هر ۱۰ نفر در این کشورها گفت که روزنامه‌ها اجازه دارند یک نشانه نژادپرستانه چاپ کنند.</p>

<p>فقط شش درصد از بریتانایی‌ها، یک درصد از فرانسوی‌ها، و هیچ کدام از آلمانی‌ها گفتند که پورنوگرافی کودکان نیز می‌تواند زیر چتر آزادی بیان منتشر شود.</p>

<p>با این حال، وقتی از آنان درباره انتشار کاریکاتورهای دانمارکی پرسیده شد، پاسخ‌گویان در هر سه آن کشورها خیلی آزادمنش‌تر شده‌اند؛ به خصوص در آلمان.</p>

<p>36 درصد از بریتانیایی‌ها و 40 درصد از فرانسوی‌ها گفتند به نظر آنان چاپ آن کاریکاتورها قابل قبول بوده است. این اظهار نظر آنان در قیاس با دیگر موارد، معنا پیدا می‌کند.</p>

<p>در افکار عمومی آلمان که عملاً هیچ مدارایی با دیگر اظهارات توهین‌آمیز ندارد، 59 درصد می‌گویند چاپ یک کاریکاتور از پیامبر اسلام در هیبت یک تروریست، باید در چتر آزادی بیان حفاظت شود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Esposito-123.jpg' /><br/>
<small><small>پروفسور جان ال. اسپوزیتو، استاد دانشگاه جورج‌تاون</small></small>


</p>

<p><strong>خط‌ قرمز‌های مسلمانان اروپایی</strong></p>

<p>آقای اسپوزیتو و خانم مجاهد نوشته‌اند: شگفت‌آور این‌که میزانی که هر یک از این جوامع چاپ شدن کاریکاتورهای دانمارکی را به‌عنوان اقدامی قابل ‌قبول قلمداد می‌کند، با میزان پذیرش کلی آنان نسبت به اظهارات توهین‌آمیز هم‌خوانی‌ای ندارد؛ هر چند با دیدگاه‌های نامطلوب‌شان درباره مسلمانان هم‌خوانی دارد.</p>

<p>افکار عمومی بریتانیا، تنها کشور در میان این سه که مردمش کمی دیدگاه مثبت‌تری (سه دهم) به مسلمانان دارند تا دیدگاهی منفی (دو دهم) هم‌چنین تنها گروهی است که اکثریتی ناچیز فکر می‌کند انتشار آن کاریکاتورها غیر قابل ‌قبول بوده است.</p>

<p>در مقابل، افکار عمومی آلمان که در آن اکثریتی قوی فکر می‌کند انتشار کاریکاتورهای دانمارکی قابل ‌قبول بوده، نزدیک به چهار برابر بیشتر از افکار مثبت، افکار منفی درباره مسلمانان دارد (27 درصد در برابر 7 درصد)</p>

<p>اما بنا به آمار کتاب «سخن‌گوی اسلام کیست؟» دیدگاه‌های مسلمانانی که در پایتخت این کشورها زندگی می‌کنند، به شکلی چشم‌گیر با هم‌شهری‌های اروپایی‌شان فرق می‌کند.</p>

<p>اکثریت بزرگی از مسلمانان در این سه پایتخت، انتشار هر چهار مورد ذکرشده را در قالب آزادی بیان، غیر قابل‌ قبول می‌دانند. اکثریت مسلمانان در این سه پایتخت، همان کسانی که ایمان و هویت قومی برای‌شان به یک اندازه اهمیت دارد، انتشار آن کاریکاتورهای پیامبر اسلام را به اندازه انتشار آن نشانه نژادپرستانه، غیر قابل قبول می‌دانند.</p>

<p><hr /></p>

<p><small>کتاب اخیر مؤسسه گالوپ نشان می‌دهد چندان تفاوتی در دیدگاه مسلمانان نسبت به غرب وجود ندارد. مثلاً مسلمانان گرداگرد جهان می‌گویند بدترین جنبه غرب در نظر آنان، زوال اخلاقی و فراموش کردن ارزش‌های سنتی است - همان پاسخ‌هایی که خود آمریکایی‌ها به این سؤال داده‌اند.</p>

<p>هم‌چنین آن‌چه مسلمانان جهان، غرب را به خاطرش تحسین می‌کنند، تکنولوژی و دموکراسی آن است - همان دو پاسخ عمده‌ای که آمریکایی‌ها در برابر سؤال مشابه پاسخ دادند.</p>

<p>کتاب تازه مؤسسه گالوپ، پیش‌داوری‌های عمومی درباره مسلمانان را چنان عینی و دقیق زیر سؤال برده که شاید در این مورد بتوان با دیپاک چاپرا و ولی نصر هم‌داستان شد که در این زمانه، به دشواری می‌توان کتابی این اندازه مهم و مورد نیاز سراغ گرفت.</small></p> 






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>انتقاد شدید احمدی‌نژاد از ناتو</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/08/post_6131.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.24108</id>
 
<published>2008-08-28T15:41:56Z</published>
<updated>2008-08-28T16:21:56Z</updated>
 
<summary>رئیس جمهور ایران در سخنانی در اجلاس سران سازمان شانگهای، اقدامات سازمان ناتو را عامل بی‌ثباتی بیشتر در منطقه آسیای میانه نامید.</summary>
<author>



</author>
<category term="آسيای ميانه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
<category term="تیتر یک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران روز پنج‌شنبه در سخنانی در اجلاس سران سازمان همکاری‌های شانگهای در تاجیکستان، سازمان ناتو را به شدت مورد انتقاد قرار داد.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری ایرنا، وی سازمان ناتو را متهم به زیاده‌خواهی و گسترش تنش کرد و افزود: « حضور نیروهای ناتو در افغانستان نه تنها کمکی به ایجاد امنیت نکردند بلکه دائماً عده‌ای از مردم بی گناه، زنان و کودکان این کشور کشته می‌شوند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Ahmadinejad-Shanghai285.jpg' /><br/>
<small><small>سخنرانی احمدی‌نژاد در اجلاس شانگهای در دوشنبه</small></small>


</p>

<p>رئیس جمهور ایران همچنین به حمله هوایی روز جمعه آمریکا در ولایت هرات افغانستان اشاره کرد که منجر به قتل ۹۰ تن از غیرنظامیان افغان شد و این حمله را وحشتناک نامید.</p>

<p>وی همچنین افزود: «گروه‌های هدف ناتو در افغانستان نه تنها محدود نشدند بلکه دامنه حضور آنها گسترش یافته و چنین اوضاع ناپایداری می‌تواند علاوه بر مردم افغانستان همسایگان و کشورهای منطقه را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد.»</p>

<p>سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو با هدف دفاع جمعی در سال ۱۹۴۹ میلادی در واشنگتن تشکیل شده و اعضای این سازمان موظفند در صورت حمله نظامی دیگران به هر یک از اعضا سازمان، همگی به مقابله با آن حمله بپردازند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Ahmadinejad-Dushanbe285.jpg' /><br/>
<small><small>حضور رئیس‌جمهور ایران، در اجلاس سران سازمان شانگهای/AFP</small></small>


</p>

<p><strong>پیشنهاد حرکت به سوی ارز واحد</strong><br />
محمود احمدی‌نژاد همچنین در نشست سران سازمان همکاری‌های شانگهای در مورد امور مالی کشورهای این سازمان پیشنهاد داد، «مبادلات اقتصادی، تجاری، پولی و مالی بین کشورهای عضو با ارزهای رایج در خود این کشورها ساماندهی شود و نرخ‌های برابری ارز در این کشورها حسب معیارهای متقن اقتصادی تعیین شود.» </p>

<p>وی افزود: «در این صورت ارزش بخش عظیمی از منابع ارزی کشورهای مزبور حفظ و تقویت خواهد شد و همچنین سازمان در برنامه‌ای درازمدت نسبت به تعیین ارز واحد جهت استفاده در معاملات و  تبادلات خارجی بررسی‌ها و مطالعه لازم را انجام دهد.»</p>

<p>رئیس جمهور ایران در ادامه این نشست پیشنهادهای دیگری از جمله «پیشنهاد تشکیل دائمی کمیته مشترک سیاسی مشورت‌های سیاسی بین اعضا با هدف نزدیک‌تر شدن دیدگاه‌های سیاسی و همگرایی بیشتر»، «پیشنهاد تأسیس یک نهاد داوری برای رفع اختلافات احتمالی بین اعضا» و «سازماندهی همکاری‌های امنیتی به منظور مبارزه با باندهای قاچاق و جنایت سازمان‌یافته و تروریسم» را داد.</p>

<p>این نشست هشتمین نشست سران سازمان همکاری‌های شانگهای است که روز پنج‌شنبه با حضور سران اعضای دائمی و ناظر این سازمان در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان آغاز به کار کرد.</p>

<p>در این نشست رؤسای جمهور چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، ایران و افغانستان و نمایندگانی از پاکستان، هند و مغولستان حضور دارند.</p>

<p>پیشینه این سازمان به سال ۱۹۹۶ برمی‌گردد و هدف از آن همگرایی بیشتر میان کشورهای عضو و امنیت بیشتر برای آسیای میانه عنوان شده‌است. اعضای این سازمان نسبت به حضور بیشتر ایالات متحده در منطقه آسیای میانه ابراز ناخشنودی کرده‌اند.</p>

<p>ایران، هند و پاکستان اعضای ناظر سازمان همکاری‌های شانگهای هستند و حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان هم به عنوان میهمان در اجلاس دوشنبه حضور دارد.</p> 



<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>در همین رابطه:</b><br>
• <a target="_blank" href='/news/2008/07/post_5769.html'>درخواست الحاق ایران به پیمان شانگهای بی‌جواب ماند</a><br></span>






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>گرامی مقدم: نامزدی ‌کروبی منافاتی با ائتلاف ندارد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/alavi/2008/08/post_260.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/alavi//31.24103</id>
 
<published>2008-08-28T15:12:22Z</published>
<updated>2008-08-28T19:19:48Z</updated>
 
<summary>در حالی که حدود یک سال تا دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده است، حزب اعتماد ملی از دبیر کل این حزب خواست تا کاندیدای انتخابات شود. این تصمیم با استقبال اصولگرایان روبه‌رو شد که نامزدی کروبی را به معنای شکست اصلاح‌طلبان در ائتلاف ارزیابی می‌کنند. مهدی کروبی، دیروز ار اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، ۵۰ روز فرصت خواست تا تصمیم نهایی‌اش را بگیرد. در این مورد با اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی گفت و گو کردم</summary>
<author>
<name>حسین علوی</name>


</author>
<category term="مسایل ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/alavi/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><small><strong>در حالی که حدود یک سال تا دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده است، حزب اعتماد ملی از دبیر کل این حزب خواست تا کاندیدای انتخابات شود.</p>

<p>این تصمیم با استقبال اصولگرایان روبه‌رو شد که نامزدی کروبی را به معنای شکست اصلاح‌طلبان در ائتلاف ارزیابی می‌کنند.</p>

<p>مهدی کروبی، دیروز ار اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، ۵۰ روز فرصت خواست تا تصمیم نهایی‌اش را بگیرد. در این مورد با اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتمادملی گفت و گو کردم:</small></strong></p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080827_Hossein_Alavi_Esmail_Geramimoghadam.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p><strong>با تصمیمی که حزب اعتماد ملی برای اعلام کاندیداتوری آقای کروبی گرفته است، فکر ایجاد ائتلاف اصلاح‌طلبان برای معرفی کاندیدای واحد به نوعی زیر سؤال می‌رود. این مسأله را چگونه می‌شود توضیح داد؟</strong></p>

<p>این گونه نیست. به هر حال حزب اعتماد ملی چون تشکیلات سازمان‌یافته‌ای در کشور است، قاعدتاً نمی‌تواند نسبت به مصادیقی که می‌توانند در انتخابات آینده مطرح باشند، بی‌تفاوت باشد.</p>

<p>به همین دلیل هم از ماه‌ها قبل کارهای کارشناسی خودش را در اتاق فکر، دفتر سیاسی انجام داد و نهایتاً اعضای شورای مرکزی به اتفاق آرا به نامزدی جناب آقای مهدی کروبی در انتخابات آینده رأی دادند. این منافاتی با رسیدن به ائتلاف در گروه‌های اصلاح‌طلب ندارد.</p>

<p>در آن جلساتی که در مجمع روحانیون ادامه دارد و ما خودمان هم از پیشنهاد‌دهندگان آن بودیم، روزهای اول شاهد این بودیم که جبهه‌ی مشارکت و مجاهدین انقلاب اعلام کردند که نامزد انتخاباتی آن‌ها جناب آقای سید ‌محمد خاتمی است؛ اگر ایشان وارد انتخابات بشوند.</p>

<p>بنابراین منافاتی ندارد. ما هم در جلسات شرکت کردیم و نظر آن‌ها را هم محترم شمردیم؛ اما ادله و استدلال‌های خودمان را در آن جلسه ادامه می‌دهیم؛ برای این‌که به یک نقطه‌ی مشترکی با دیگر گروه‌ها دست پیدا بکنیم.</p>

<p><strong>انتقادی که به دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری به سیاست اصلاح‌طلبان بود این بود که سه نامزد وارد مبارزه‌ی انتخاباتی شدند. بنابراین اگر قرار باشد که بیش از یک کاندیدا وارد عرصه‌ی انتخابات بشود، ائتلاف و اتحاد در بین اصلاح‌طلبان چه معنی می‌تواند پیدا بکند؟</strong></p>

<p>من دو نکته را عرض می‌کنم. یکی این‌که تصمیم حزب اعتماد ملی که یک حزب پرقدرت به لحاظ کارکردی در سه سال گذشته بوده، منافاتی با تصمیم یک نامزدی واحد نخواهد داشت.</p>

<p>نکته‌ی دوم این‌که حرف شما در رابطه با انتخابات گذشته، اتفاقاً استدلال گذشته است. یعنی ما هم معتقد به این هستیم که در آن دوره اصلاح‌طلبان به یک نقطه‌ی مشترکی دست پیدا نکردند.</p>

<p>اما به طور مشخص سه جریان، سه نامزد را وارد عرصه‌ی انتخابات کردند و در این بین، سه نفر بالای پنج میلیون رأی آوردند، یعنی پنج میلیون و ۴۰۰ هزار که رأی آقای کروبی بود، پنج میلیون و ۶۰۰ هزار که رأی آقای احمدی‌نژاد بود و نیز آقای هاشمی رفسنجانی که قریب به شش میلیون رأی آوردند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/geramiesmaeel.jpg' /><br/>
<small><small>اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی</small></small>


</p>

<p>بنابراین بر اساس این مستندات که جناب آقای  کروبی در ۱۱ استان کشور اول شدند و در بیش از ۱۴ استان نفر دوم هستند،‌ قاعدتاً به لحاظ نظر‌سنجی و جایگاه مردمی با توجه به این‌که نه آقای هاشمی رفسنجانی امروز رقیب ایشان هستند و نه جناب آقای مصطفی معین و جناب آقای خاتمی هم که اعلام نکرده‌اند که حضور پیدا می‌کنند، هر نامزد دیگری که بخواهد وارد این عرصه بشود که قطعاً ورود آن هم برای ما محترم است، اما با این شرایط باید نسبت به نامزد حزب اعتماد ملی هم مقایسه بکنیم و ارزیابی داشته باشیم.</p>

<p><strong>در این‌جا بحث تقسیم آرای اصلاح‌طلبان در برابر کاندیدای اصول‌گرایان است. آیا ائتلاف می‌تواند به این معنی باشد که اصلاح‌طلبان با کاندیدای متفاوت وارد بشوند؛ ولی در دوره‌ی تبلیغات انتخاباتی دیگران به نفع یک نفر کنار بروند. آیا چنین استنباطی الان در بین گروه‌های اصلاح‌طلب مطرح است؟</strong></p>

<p>الان تنها آقای عارف اعلام کرده‌اند که حضور دارند و ما دیگر به جز آقای عارف کسی دیگر را نداریم. حزب جناب آقای کروبی هم که اعلام کرده که آقای کروبی می‌آیند؛ ولی هنوز ایشان نظر مثبت‌شان را اعلام نکرده‌اند.</p>

<p>ولی همه می‌دانیم و معتقد هستیم که می‌بایست تلاش بشود به یک نامزد واحد دست پیدا بکنند. به نظر می‌رسد که این شیوه، شیوه‌ی دموکراتیکی است؛ نه این‌که بر مبنای ائتلاف از مجرای اقتدارطلبی صورت بگیرد.</p>

<p>قاعدتاً در چند ماه آینده این‌که ائتلاف بر محور کدام نامزد خواهد بود، مشخص خواهد شد. همین اتفاقی که در بسیاری از کشورها ما شاهد این بودیم که حتی بین دموکرات‌ها هم در ایالات متحده آمریکا، این اتفاق افتاد و نامزدهای انتخابات نهایتاً به یک نفر که جناب اوباما بود، رسیدند.</p>

<p>بنابراین، این موضوع منافاتی با ائتلاف که حزب اعتماد ملی جزو استراتژی‌اش است، ندارد. اساساً ائتلاف برای حزب تعریف می‌شود. حزب اعتماد ملی هم بر این باور است که اگر می‌خواهد به پیروزی دست پیدا بکند، بایستی همه‌ی گروه‌های اصلاح‌طلب را هم پشت سر خودش بیاورد که البته این نیاز به تأمل، تعمق، مذاکره و خویشتنداری دارد.</p>

<p><strong>آیا ارزیابی شورای مرکزی حزب اعتماد ملی این است که آقای کروبی به زودی به این تصمیم حزب پاسخ مثبت خواهند داد‌؟</strong></p>

<p>سؤال خوبی فرمودید. جناب آقای کروبی، به دلیل سوابق قبل از انقلاب و بعد از انقلاب‌شان، شخصیتی فراتر از حزب هم دارند. قاعدتاً ایشان منتظر خواهند ماند که مذاکرات‌شان با سران نظام انجام شود و نتیجه‌ی آن در تصمیم‌گیری وی تأثیرگذار خواهد بود.</p>

<p>به دلیل این‌که آقای کروبی حتماً با آقای خاتمی مذاکره خواهند داشت؛ حتماً با جناب آقای هاشمی رفسنجانی مذاکره می‌کنند و حتماً نظرات رهبری را هم لحاظ خواهند کرد و با دیگر شخصیت‌ها هم ملاقات می‌کنند و سپس با تلفیقی از این تصمیم‌گیری حزبی و نظرات شخصیت‌های بزرگ نظام، تصمیم خودشان را اعلام خواهند کرد.</p> 



<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>خبر مرتبط:</b><br>
• <a target="_blank" href='/news/2008/08/post_6119.html'>مهدی کروبی برای پذیرش کاندیداتوری، مهلت خواست</a><br></span>






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>پوتین: آمریکا جنگ گرجستان را عمداً به راه انداخت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/08/post_6135.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.24116</id>
 
<published>2008-08-28T14:55:16Z</published>
<updated>2008-08-28T19:27:34Z</updated>
 
<summary>ولادیمیر پوتین ایالات متحده را متهم کرد که نزاع گرجستان را راه‌اندازی کرده تا بتواند از این طریق منافع یکی از نامزدهای ریاست‌جمهوری آمریکا را تأمین کند.</summary>
<author>



</author>
<category term="اروپا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>ولادیمیر پوتین ایالات متحده را متهم کرد که نزاع گرجستان را راه‌اندازی کرده تا بتواند از این طریق منافع یکی از نامزدهای ریاست‌جمهوری آمریکا را تأمین کند.</p>

<p>نخست‌وزیر روسیه روز پنج‌شنبه در مصاحبه‌ای با شبکه آمریکایی سی‌ان‌ان افزود: «ایالات متحده گرجستان را تشویق کرد تا به منطقه خودگردان اوستیای جنوبی حمله کند.»</p>

<p>وی همچنین اظهار داشت که مقامات دفاعی روسیه به او گفته‌اند که آمریکا این کار را انجام داده تا از این طریق بتواند وزنه رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را به سود یکی از نامزدها سنگین‌تر کند.</p>

<p>هم‌اینک دو رقیب اصلی نامزد انتخابات آینده ریاست جمهوری ای